الشيخ عباس القمي

219

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

و نيز در غرّهء محرم ، سنهء 20 ، فتح مصر بر دست عمرو عاص شد « 1 » و بعد از آن اسكندريّه « 2 » عنوةً مفتوح شد و عمرو عاص را اسكندريّه پسندِ خاطر افتاد . شرح فتوحات را به عمر نوشت و خواستار شد كه در اسكندريّه سكون اختيار كند . عمر جواب نوشت كه ما بين من و خود ، آب را حاجر « 3 » نكنيد تا هرگاه بخواهم ، بتوانم بر راحلهء خود سوار شوم و بى مانعى بر شما وارد شوم . پس عمرو عاص آهنگ فسطاطِ مصر كرد . و اين شهر از اين روى فسطاط نام يافت كه عمرو عاص هنگام فتح مصر در اين موضع فسطاط « 4 » برافراشته بود و در تحت قبّهء آن نشيمن داشت . چون آهنگ اسكندريّه نمود ، بفرمود تا فسطاط را بركَنند و با خود حمل دهند . گفتند : كبوترى بر بالاى آن بچه نهاده است . گفت : حرام است كه آن را بركَنيم و بچگان كبوتر را به هم بزنيم . فسطاط را بگذاشت و طريقه اسكندريّه برداشت . در آن وقت كه مراجعت كرد هم به جاى فسطاط آمد و آنجا را نشيمن كرد و لشكريان نيز در گرد آن فسطاط ، خانه‌ها بنا كردند . پس آنجا شهرى شد موسوم به فسطاط . جامع اين كتاب ، عباس قمى گويد كه از اينجا معلوم شود كه جلافت و قساوت و كفر عمرِ سعد و لشكرش به چه حد و مرتبه بوده كه در كربلا به اين مقدار كه عمرو

--> ( 1 ) . كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 564 . ( 2 ) . بدان كه در تواريخ است كه چون اسكندريه مفتوح شد از كتب حكمت در خزائن ملوكيه او بسيار جمع شده‌بود . عمرو عاص براى عمر نوشت كه با آن كتاب‌ها چه عمل نمايد . جواب آمد كه اگر در ميان آنها كتاب‌هايى است كه موافق با قرآن است ما را كتاب خدا كافى است و اگر مخالف با قرآن است كه حاجتى به آن نيست آنها را معدوم كن . عمرو عاص آن كتاب‌ها را بر حمامىهاى اسكندريه تفريق كرد كه عوض هيزم در زير خزانهء آنها بسوزانند . و گفته‌اند : هزار حمام داشته و مدت شش ماه حمام‌ها به آتش آن كتاب‌ها گرم مىشدند ، و از بعض كتاب‌هاى نصارا نقل شده كه عدد آن كتاب‌ها كه سوخته شد ، هفتصد هزار مجلد بوده . ( منه رحمه الله ) ( 3 ) . حاجر : بازدارنده . ( 4 ) . خيمه و خرگاه ، سراپرده .