الشيخ عباس القمي

15

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

ما در اين جهان از تمام علل و معلولات آگاه نيستيم و تنها گوشه‌اى از آن را مىدانيم . چه مانعى دارد آن حالتِ توجّهِ مخصوص به پروردگار و آن آمادگى خاصّ روحى ، خود در سلسله علل قرار داشته باشد و در حوادث اين جهان اثر بگذارد ؛ بنابراين انكار تأثير اين حالتِ خاصِّ روحى مساوى با ادعاى آگاهى بر همه چيز است . گذشته از اين ، بايد بدانيم كه ادعيهء اسلامى غالباً درخواست شخص نيست و تنها قسمتى كوچك از آنها مربوط به دعاهاى شخصى مىشود و تازه در اين قسمت هم هيچ گونه خلاف سنت مشاهده نمىشود . بنابراين ، همهء اينها اثر خاصّ تربيتى و انسانى دارد ، بعضى از دعاها چون دعاى بعد از نماز يك نوع سرود مذهبى است ، و بعضى چون دعاى افتتاح تعليم و تذكّر توحيد يا حمد پروردگار است ، و برخى از آنها چون دعاى كميل تقاضاى عفو و توبه و معذرت خواهى است و قسمت زيادى دعا براى غير است و در آخر ، دعاهاى شخصى است . همانطور كه در بالا اشاره شد ، تازه در اين مورد هم خلاف سنّتى وجود ندارد . چون دعا فرمودهء خداست ، صراحت بى شك در « ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ » « 1 » است ، دعا هم يكى از اسبابى است كه خداوند نتايجى بر آن موقوف و مترتّب نموده است و دايرهء اسباب جهان منحصر به آنچه ما مىدانيم ، نيست . فعاليت بايد همراه با دعا باشد ، خداوند وسايل را بر مىانگيزاند و ما بايد از اين وسايل استفاده كنيم . جالب است كه نه تنها دعا عامل غير ضرورى نيست بلكه سرباز زدن از آن ، خودپسندى و كبر است و كبر تنها باعث عدم توجّه به دعا است و همان گونه كه از آيه مستفاد مىشود كبر يك نوع كفر است . بنابراين ، دعا عملًا درس تواضع و فروتنى در برابر پروردگار و عبوديت به انسان مىآموزد و اين روح را در او پرورش مىدهد و ريشهء كفر را كه كبر است در انسان مىسوازند .

--> ( 1 ) . غافر ( 40 ) : 60 .