الشيخ عباس القمي
14
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
در گروه غير مسلمان ، دانشمندانى وجود دارند كه دعا را جسارت به درگاه خدا دانسته و تقاضاى از خدا را دليل بر آشنا نبودن خدا به وظايفش مىپندارند ( موريس مترلينگ ) ، عدهاى ديگر از منكرين ، دعا را عمل شرم آور مىدانند ( نيچه ) ، عدهاى ديگر دعا را كار بيهودهاى مىپندارند ( اگوست كنت ) . در گروه مسلمان اعتراضاتى ديگر وجود دارد ، اين گروه مىگويند : مگر نه اين است كه « أبَى اللّهُ أنْ يَجرِي الأُمورَ إلّابأسبابِها » و يا خدا مىفرمايد : « لَيْسَ لِلْإِ نْسان إِلّا ما سَعى » « 1 » و يا « فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّه تَبْدِيلًا » « 2 » ، « وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّه تَحْوِيلًا » « 3 » . پس ديگر معنى دعا چيست ؟ و با دعا چه چيز تغيير خواهد يافت ؟ در مورد دستهء اوّل بايد بگوييم كه تصوير غلطى از دعا در ذهن اين دسته از دانشمندان رسوخ كرده و اينان آن تصوير را ناشايسته دانسته و رد كردهاند ؛ مانند كسى كه خدا را منكر است كه در اصل ، حملهاش متوجّه صورت ذهنى است كه خودش ساخته . اگر دين و خدا و دعا به درستى شناخته و شناسانده مىشد جاى هيچگونه روى گردانى و انكار نبود . در مورد دستهء دوم گفته مىشود كه دليل انكار دعا چيزى جز قبول نظم جهان نيست ، و ما بايستى منكر واقعيت شويم و جهان را ساختهء ذهن خود تصور كنيم يا به واقعيت جهان اعتراف كنيم و نظم را قبول نماييم كه در صورت قبول بايستى دعا را كه انتظار معجزه خيزى از آن داريم مخالف نظام آفرينش دانسته و به دور بيندازيم . اين ايراد صحيح نيست ؛ چون نظم با بينش ما آميخته است و مىتوان گفت كه نسبى است .
--> ( 1 ) . نجم ( 53 ) : 39 . ( 2 ) . احزاب ( 33 ) : 62 . ( 3 ) . فاطر ( 35 ) : 43