الشيخ عباس القمي

408

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

و از براى سيد عبد الكريم دو پسر فاضل عليم است مسما به محمد و على . و روايت مىكند اين سيد جليل از علماى جمهور ، از قاضى عميد الدين زكريا بن محمود قزوينى صاحب عجائب المخلوقات . عبد الكريم الإيرواني « 1 » شيخ عالم معظم جليل و فقيه اصولى نبيل محقّق مدقق از مشاهير فضلا و افاخم علما ، تلميذ رشيد آقا سيد على صاحب رياض است ، در قزوين سكنا داشت و كم‌تقرير بود و در جدل عجز داشت و به تدريس بىرغبت بود ، و مىفرمود كه ، ميان تلامذهء آقا سيد على ، ما سه نفر بوديم كه سرآمد اهل زمان بوديم : من و شريف العلماء و ميرزا احمد ترك . و از آن عالم عليم تأليفى بروز نيافته ، مگر رساله‌اى در اصل برائت كه آن هم ناقص مانده . و مرحوم آخوند امامت نمىفرمود و مىگفت كه ، در به دو امر مرا به مسجد بردند كه [ نماز ] جماعت كنم . چون جماعت گذاشتم ، اوقات ديگر كه به مسجد آمدم ديدم جمعيت نماز روى به نقصان گذاشت . ديدم از كم‌شدن مأمومين در نفس من تأثيرى پيدا شد و خوشم نيامد ، دانستم اين جماعت قربة إلى اللّه نيست و فايده ندارد پس ترك كردم . و از طرايف حكايات آن جناب آن‌كه ، فرموده : من زمانى كه در بلدهء اردبيل در مدرسه به تحصيل اشتغال داشتم در آن شهر تاجرى بود معروف به دنائت و بخل و خساست نفس به حدى كه هرگز قطميرى به فقيرى از سفرهء احسانش نرسيده و غالبا در اوقات غذا ميهمان كسى مىشد كه مديون او بود و از مال خود اكل نمىكرد به نحوى كه وقتى از اوقات از مال او بدون اطلاع او طبخى كردند و او را ميهمان ساختند چون خواست بخورد در گلويش ماند و قدرت بر اكل نداشت دانست كه مال او در ميان آن است كه به گلويش نمىرود . بالجمله : شبى با طلاب در باب آن مرد گفتگو شد همه اتفاق كردند كه ممكن نيست چيزى از او ، كسى ، براى فقرا بگيرد . پس من گفتم : من فردا به نزد او خواهم رفت و چيزى از او براى طلاب خواهم گرفت . ايشان انكار

--> ( 1 ) . دربارهء ترجمه و ياد كردى از اين دانشمند اصولى قرن سيزدهم ر . ك : قصص العلماء ( حروفى ) ، ص 94 - 100 ؛ مكارم الآثار ، ج 3 ، ص 687 - 689 ؛ الذريعه ، ج 6 ، ص 5374 . مجالس المؤمنين ، ج 1 ، ص 57