الشيخ عباس القمي
329
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
« ح مل » « 1 » گفته كه ، من قرائت كردم بر او جملهاى از كتب عربيه و رياضى و حديث و فقه و غيره و از براى او بود شعر رايق ، و فوايد و حواشى كثيره ، و ديوان شعر كوچكى به خط خود ، و تأليف نكرد كتابى به جهت شدّت احتياط و خوف شهرت ، و تعجب مىكرد از شهيدين و علّامه از كثرت قرائت ايشان بر علماى عامه ، و كثرت تتبّع ايشان كتب عامه را در فقه و حديث و اصولين و قرائت نزد ايشان . پس فرموده كه ، برادرش شيخ على در در منثور او را ذكر كرده پس ملخص كلام او را نقل كرده آنگاه بعض اشعار او را ايراد نموده و فرموده كه ، اشعار او تماما جيّد است ، و يك شعر ردى در آن نيست ، هم چنان كه اين را گفتهاند در شعر رضى . و بود شيخ زين الدين حسن التقرير و التحرير ، حاضر الجواب ، دقيق الفكر . خبر داد مرا قدس سرّه كه بعض امراى ملاحده گفت كه ، من سؤال كردم از علما از دو مسأله و تا به حال جواب آن را نگفتهاند : يكى آنكه حق تعالى در قرآن در حق نوح عليه السّلام فرموده كه ، « هزار سال إلّا پنجاه سال در قوم خود مكث كرد « 2 » » و اين با عقل درست نمىآيد ، به سبب اينكه ما مىبينيم بسيارى از قلعهها و عمارات محكمه بنا شدهء با سنگ را كه خراب شده و سنگها از هم پاشيده شده در مدت كمى كه كمتر از سيصد سال باشد پس چگونه بدن مركب از گوشت و خون هزار سال مىماند ؟ من فورا در جواب او گفتم كه ، اين عجيب نيست و استبعادى ندارد ؛ زيرا كه در سنگ نمو و زياد شدن نيست ، پس هرگاه جزوى از آن تحليل برود جزو ديگرى در مقام آن نمىآيد به خلاف بدن حيوان كه به سبب غذا و نمو بدل ما يتحلل دارد ، چنان كه مشاهده مىشود كه هرگاه موضعى از بدن او از گوشت يا موى يا ناخن مجروح و مقطوع شود مدت كمى مىشود كه جاى او مانند او مىرويد و خالى نمىماند اين جواب را نيكو شمرد . گفت : مسألهء دوم آن است كه نزد ما تفسيرى است از بعض علماى متأخرين و در آن ذكر كرده كه تأليف كرده از براى يكى از اكابر ، و او را ستايش بليغ نموده به كلماتى
--> ( 1 ) . امل الآمل ، ج 1 ، ص 93 ( 2 ) . عنكبوت ( 29 ) آيه 14 : فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً .