الشيخ عباس القمي

322

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

طريق عراق و بعد از زيارت ائمهء عراق به جبع مراجعت كرد و اين در نيمهء صفر سنهء 953 بود كه مطابق مىشود با « خير معجل » . پس در بعلبك اقامت فرمود و در مذاهب خمسه درس مىفرمود و صيت علمش مشهور گرديد و مرجع انام و مفتى هر فرقه گرديد و بعد از پنج سال به جبع برگشت و در بلد خويش مشغول گرديد به تدريس و تصنيف . و اول مصنّفات آن جناب روض و آخرش روضه است كه در مدت شش ماه و شش روز تأليف فرموده و غالب ايّام روزى يك كراس مىنوشته ، و از عجيب امر آن بزرگوار آن بود كه قلم را كه به دوات مىزد يك دفعه با آن بيست سطر يا سى سطر مىنوشت آن وقت ديگرباره به مركب مىزد ، و دو هزار كتاب از آن جناب باقى ماند كه دويست مجلد از آنها به خط خودش بود كه بعضى از مؤلفات خود و بعضى از مؤلفات ديگران بود با آن‌كه شب‌ها كه داخل مىشد حمارى برمىداشت و بيرون مىرفت و هيزم نقل مىكرد براى مخارج عيال خويش و نماز صبح را در مسجد مىگذاشت و مشغول مىگرديد به تدريس و بحث ، مانند درياى بىپايان و غالب اوقات ، خائف و ترسان از منافقان و دشمنان پنهان بود . و در امر ضيافت و ميهمانى و مهمات واردين و مصالح ضيوف و مترددين بىاختيار بود . و در سنهء 965 دو نفر نزد شيخ به مرافعه آمدند شيخ حكم فرمود از براى يكى از ايشان بر ديگرى ، آن شخص محكوم عليه ، غضب كرد بر شيخ و نزد قاضى « 1 » صيدا رفت و سعايت كرد از شيخ . قاضى فرستاد به جبع به طلب شيخ ، بعضى از اهل بلد گفتند كه مدتى است شيخ مسافرت كرده و در جبع نيست و شيخ در آن وقت از مردم معتزل شده بود و در آن گورستان خويش رفته بود و مشغول به تأليف شرح لمعه بود . پس به خاطر شيخ گذشت كه به حج مشرف شود پس به سمت حج حركت كرد در محمل روپوش‌دار كه كسى او را نبيند و شناخته نشود . قاضى صيدا به سلطان نوشت كه در بلاد شام مردى پيدا شده از اهل بدعت و خارج از مذاهب اربعهء سنت . سلطان سليمان رستم پاشا را فرستاد به طلب شيخ و گفت : او را زنده مىآورى تا با علماى اين‌جا مباحثه كند و علما

--> ( 1 ) . صيدا ، يكى از بلاد جبل عامل است و به منزله شهر است . ( منه رحمه اللّه )