الشيخ عباس القمي
205
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
و من لبس النعال و من حذاها * و من قرأ المثانى و المئينا [ المبينا خ ل ] فلا و الله لا أنسى عليا * و طول صلوته في الراكعينا فلا تفخر معاوية بن حرب * فإن بقية الخلفاء فينا لقد علمت قريش حيث كانت * بأنّك شرهم حسبا و دينا عمودى پيش معاويه نهاده بود برداشت و بر سر آن مؤمنه زد تا شهيده شد . رحمة الله عليها « 1 » . و هم در باب « شهادت امام حسين عليه السّلام و اسيرى اهل بيت آن حضرت » گفته ( 472 ) : و ملاعين كه سر حسين عليه السّلام از كوفه بيرون آوردند خايف بودند از قبايل عرب كه غوغا كنند و از ايشان باز ستانند . پس راهى كه به عراق است ترك كردند و بيراه مىرفتند ؛ چون نزديك قبيلهاى رسيدند علوفه طلب كردندى و گفتندى كه سرهاى خارجى چند داريم . بدين صفت مىرفتند تا به بعلبك رسيدند قاسم بن ربيع - كه والى آنجا بود - گفت شهر را آيين بستند و با چند هزار دف و ناى و چنگ و طبل سر حسين عليه السّلام به شهر بردند ، چون مردم را معلوم شد كه سر حسين عليه السّلام است يك نيمهء شهر خروج كردند و اكثر آيينها بسوختند و چند روز فتنهها پديد آمد . ملاعين كه با سر حسين عليه السّلام بودند پنهان از آنجا بيرون رفتند در مرزين رسيدند ، و آن اول شهرى است از شهرهاى شام . نصر بن عتبه لعين آنجا حاكم بود از قبل يزيد ، شادىها كرد و شهر را آيين بست و همه شب به رقص مشغول بودند . ابرى و برقى پيدا شد و آيينها را جمله بسوخت . عمر سعد و شمر گفتند : اين قوم شومند و از آنجا به ميافارقين رسيدند و رؤساى شهر باهم خصومت كردند و هريك مىگفتند كه اين سر را از دروازه من درآورند كه هر يكى آيينها بسته بودند ميان ايشان حرب افتاد و چند هزار خلق كشته شدند . سگان كوفه ده روز در شهر « 2 » بماندند و از آنجا به ايذار آمدند به نصيبين .
--> ( 1 ) . كامل بهائى ، ص 218 ( 2 ) . آيت الله لاجوردى در اينجا نوشته است : اين توقفها مخالف با تاريخ معتبره است ؛ زيرا اهل بيت عليهم السّلام را با كمال عجله به دمشق مىبردند