الشيخ عباس القمي
148
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
او دوخته بودم و مردم را از خود به زحمت دور مىكردم و دنبال او مىرفتم . مردم از اين حال من خيال كردند كه من ديوانه شدهام لاجرم راه براى من مىگشودند و من به تعجيل مىدويدم و او به آهستگى و وقار مىرفت و با اين حال به او نمىرسيدم تا رسيدم به جايى كه كسى نبود ، آن شخص روى به من كرد و فرمود : بياور آنچه با تست رقعه را به خدمتش دادم بدون آنكه آن را ملاحظه فرمايد فرمود : با وى بگو كه خوفى از براى علّت تو نيست و سى سال ديگر خواهى مرد . پس مرا گريه روى داد و ديگر نتوانستم حركت كنم . اين بفرمود و برفت . و پس نايب جناب شيخ ابن قولويه از مكه مراجعت كرد و اين خبر را به شيخ داد و چنان شد كه آن حضرت خبر داده بود « 1 » . و اين شيخ را مشايخ بسيار است : اول و دوم ، والدش محمد و برادرش على بن محمد ؛ ( 3 ) ابو الفضل محمد بن احمد بن ابراهيم بن سليمان جعفى كوفى معروف به « صابونى » صاحب كتاب فاخر در فقه ؛ ( 4 ) ثقة الاسلام كلينى ؛ ( 5 ) محمد بن الحسن بن الوليد ؛ ( 6 ) محمد بن الحسن بن مهزيار . رضوان الله عليهم ؛ ( 7 ) خال والد أبى غالب زرارى ابو العباس محمد بن جعفر بزاز ، كه يكى از مشايخ شيعه و وافدين ايشان است به مدينه ؛ ( 8 ) محمد بن عبد الله بن جعفر حميرى صاحب مسائلى كه خدمت امام زمان - صلوات الله عليه - فرستاده و در جواب توقيعات شريفه ما بين سطور آمده ؛ ( 9 ) على بن بابويه ؛ ( 10 ) محمد بن احمد زعفرانى ؛ ( 11 ) محمد بن عبد المؤمن مؤدب قمى ثقهء جليل ، صاحب كتاب نوادر كه در آن هفتصد ( 700 ) حديث است ؛
--> ( 1 ) . الخرائج و الجرائح ، ص 126 ؛ كشف الغمّه ، ج 3 ، 411 ؛ بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 58 ، 59 و 226 ؛ اثبات الهداة ، ج 7 ، ص 346 ؛ مدينة المعاجز ، ص 614 ، رقم 93