الشيخ عباس القمي

147

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

و بالجمله : جلالت اين شيخ بزرگوار زياده از آن است كه ذكر شود . و او خالوى مادر محمد بن احمد بن على بن الحسن بن شاذان القمى است كه صاحب صد منقبت عاميه است در حقّ امير المؤمنين عليه السّلام و در سنهء سيصد و شصت و نه يا هشت به رحمت الهى پيوست ، و در بقعهء مطهّرهء كاظميه در پايين پاى امامين همامين عليهما السّلام به خاك رفت ، و در جنب قبر اوست قبر شيخ مفيد و ابو عبد الله حسين بن حجاج ، مادح اهل البيت عليهم السّلام . و اما ابن قولويه كه در قم مدفون است در قبرستان بزرگ در نزديكى بقعهء على بن بابويه قمى - رضوان الله عليهما - پس او محمد بن قولويه والد اين شيخ است نه خود او ، چنان كه بر بعضى اشتباه شده . و محمد بن قولويه از خيار اصحاب سعد بن عبد الله است كه اكثر ايشان ثقاتند . و بالجمله : فرزند جليلش شيخ ابو القاسم جعفر بن قولويه همان است كه سى سال قبل از وفات خود - كه سنهء 339 باشد - به قصد حج حركت كرد براى آن‌كه در آن سال حجر الاسود را قرامطه مىبردند به مكه براى آن‌كه به جاى خود نصب كنند - و اين بعد از آن بود كه قريب زياده از بيست سال بود كه حجر را كنده بودند و به هجر برده بودند شيخ ابن قولويه به آرزوى تشرّف به لقاى امام زمان عليه السّلام قصد حج كرد تا مگر به خدمت آن حضرت در وقت نصب حجر الاسود مشرف شود . چون به بغداد رسيد مريض شد و نتوانست برود لاجرم نايبى گرفت و به مكه فرستاد و رقعه نوشت و مهر كرد به او داد و گفت : اين رقعه را مىدهى به آن‌كس كه حجر را به مكان خود نصب مىكند ، و در آن نامه سؤال كرده بود از مدّت عمر خود و آن‌كه از اين مرض مىميرد يا خوب مىشود . آن شخص به مكه مشرّف شد و روزى كه مىخواستند حجر را نصب كنند مردم جمع شده بودند قدرى پول به خدام كعبه داد كه او را نزديك ركن جاى دهند كه ببيند چه كسى حجر را نصب مىكند ، گفت : هركس كه حجر را گذاشت اضطراب كرد و افتاد . تا آن‌كه شخصى گندم‌گون نيكوروى آمد و حجر را برداشت و به جاى خود گذاشت . حجر به جاى خود مستقر گرديد . صداى مردم بلند شد . آن شخص از همان راهى كه آمده بود برگرديد . من دنبال او را گرفتم و ديده‌ها را به سوى