الشيخ عباس القمي

137

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

مىفرموده كه ، اگر كتب فقهيه را همه را بشويند من از حفظ از طهارت تا ديات را مىنويسم ! شيخ محدّث استاد از استاد خود ، مرحوم حاج شيخ عبد الحسين شيخ العراقين - رضوان الله عليهما - نقل كرده كه من به شيخ خود ، صاحب جواهر الكلام ، عرض كردم كه براى چه كشف الغطاء را شرح نفرموديد و اداى حقّ مؤلّف آن را - كه استاد شما بود - ننموديد و حال آن‌كه آن كتاب به جهت اشتمالش بر مطالب عويصه و عبارات مشكله محتاج بود به شرح ؟ فرمود : يا ولدى ، أنا عجزان من أناوات الشيخ ؛ يعنى من قدرت ندارم بر استنباط مدارك فروع در آن كتاب كه فرموده أو كذا أو كذا و هكذا « 1 » . و نيز از مصنفات آن جناب است شرحى بر بعض ابواب مكاسب قواعد علّامه ، و كتابى كبير در طهارت ، و رسالهء عمليه در طهارت و صلات موسوم ببغة الطالب و رساله‌اى در مناسك حج ، و العقائد الجعفرية ، و الحق المبين فى الرد على الأخباريين و رسالهء لطيفه در طعن ميرزا محمد بن عبد النبى نيشابورى اخبارى . شيخ مرحوم محدّث نورى فرموده كه ، اگر كسى تأمل كند در مواظبت شيخ اكبر بر سنن و آداب و مناجات آن جناب در اسحار و گريستن و تذلل او براى پروردگار و مخاطبات او با نفس خويش كه مىگفت : تو جعيفر بودى ، پس جعفر شدى ، پس شيخ جعفر گشتى ، پس شيخ عراق گشتى ، پس رئيس اسلام شدى ؛ يعنى فراموش مكن اوايل خود را ، هر آينه خواهد يافت او را كه او از همان كسانى است كه امير المؤمنين عليه السّلام وصف ايشان را فرموده براى احنف بن قيس . پس شيخ مرحوم بيان كرده كه ، آن جناب را خداوند مهابت عظيم و مقبوليت نزد كافهء مردم عنايت فرموده بود از پادشاهان و تجار و رعيّت و با اين حال از براى اعانت فقرا و ضعفا و مؤمنين بذل جاه مىفرمود و براى اطعام مساكين كوشش‌ها مىنمود . و در اين باب حكاياتى از ايشان نقل شده كه اگر جمع شود يك رسالهء نافعه خواهد شد . و از جملهء آن حكايات كه شايسته است ذكر شود آن است كه ، ثقهء عدل صفى ، جناب سيد مرتضى نجفى كه در اوايل عمر خود ، شيخ اكبر را درك نموده نقل فرموده

--> ( 1 ) . خاتمهء مستدرك ، ج 2 ، ص 117