الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : ژرفا )
66
نبرد جمل ( فارسى )
شيخ صدوق پارهاى از اين گفتگو را آورده و گفته است : « اين نامهاى است كه ام سلمه ( عليها السلام ) براى عايشه نوشت . به نظر ميرسد كه نخست با وى گفتگو كرده و سپس آن را به نگارش درآورده است . » سپس شيخ صدوق [ در توضيح برخى واژهها ] گويد : تو « سدّه » ميان رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) و امتش هستي ، به اين معناست كه درى هستى ميان وى و امتش در حريم و قلمرو وي . اگر اين در گشوده شود ، آن چه در حريم وى در پناه بوده ، براى ديگران مباح خواهد شد و به آن دست خواهند انداخت ! با اين شورش كه بر تو واجب نيست ، كارى نكن كه تو سبب اين مباح شدن ، گردى و مردم را ناگزير سازى كه چنين كارى كنند . « لاتندحيه » يعني : آن را باز نكن ؛ زيرا با اين حركت و شورش ، اين در را باز خواهى كرد و آن حريم را گسترش خواهى داد . « ندحت الشيء » يعني : آن را وسعت داد . از همين باب است : « أنا فى مندوحة عن كذا » يعني : در گشايش و فراخى هستم . « قد جمع القرآن ذيلك » اشاره به اين سخن خداوند است : « وَقَرْنَ فِى بُيوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيةِ الاولَى : و در خانههايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليتِ قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد . » [ احزاب : 33 ] « وسكنى عُقيراك » از واژه « عقر الدار » است كه به معناى اصل خانه است . حجازيان عين را در اين كلمه ضمه ميدهند و نجديان آن را به فتحه ميخوانند . عُقير نيز اسم تصغير همين واژه است و همانند آن در تصغير ، اين واژههاست : « ثُريا » و « حُميا » يعنى شدّت اثر شراب . در جاى ديگر ، جز همين حديث ، كلمه « عُقيرا » شنيده نشده است . « فلاتصحريها » يعنى آن را آشكار نساز و دور نگردان و در صحرا قرار نده . « أصحرنا » يعني : به صحرا درآمديم ؛ همچنان كه گويند : « أنجدنا » يعني : به زمين بلند درآمديم . « عِلتِ » يعني : به باطل گراييدي . « عول » يعني : انحراف و ستم . خداوند فرموده است : « ذَلِكَ أَدْنَى أَلا تَعُولُوا : اين نزديكتر است تا به ستم گراييد . » [ نساء : 3 ] « عال يعول » يعني : عبور نمود و از حد گذشت .