الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : ژرفا )

67

نبرد جمل ( فارسى )

در اين سخن : « « بل قد نهاك عن الفرطة فى البلاد » ، « فرطه فى البلاد » يعني : پاى پيش نهادن و پيشى جستن در سرزمين‌ها . فرطه مانند غرفه ، به معناى حركت كردن و پا پيش نهادن است . « فى فلان فرطه » يعني : داراى پيشقدمى است . « فرَطْته فى المال » يعني : بر او پيشى گرفتم . « ان عمود الاسلام لن يثاب بالنساء إن مال » يعني : اگر ستون اسلام كج شود ، به دست زنان راست نمي‌گردد . « ثُبْتُ الى كذا » يعني : به آن بازگشتم . « لن يرأب بهن إن صدع » يعني : اگر شكاف بردارد ، به دست زنان بسته و ترميم نشود . « رأبت الصدع و لأمته فانضم » يعني : شكاف را بستم و به هم آوردم ؛ پس ترميم شد . « حماديات النساء » جمع حمادى است . گويند : « قصاراك أن تفعل كذا و حماداك » يعني : كار ستوده و نهايى كه مي‌كني ، اين است . نيز گويند : « حمدك و غايتك . » « غض الابصار » معنايى شناخته شده دارد . در « خفر الأعراض » اعراض جمع عرض است به معناى پيكر . خفر يعني : حيا . مقصودش اين است : كار ستوده زنان در فروبستن چشمان و پرده داشتن ، همان حياست . « قصر الوهازه » يعني : كم گام برداشتن . « وهازه » به معناى گام است . « ناصة قلوصا من منهل الى آخر » يعني : شتر را براى حركت ، كشاندن و بلند كردن . نص ، حركتى است همراه كشاندن و بلند كردن . « نصصتُ الحديث الى فلان » يعنى سخن را به او كشاندم و رساندم . به همين معناست اين حديث : « يسير العَنَق فإذا وجد فجوة نَصَّ : رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) گام‌هاى فراخ برمي‌داشت و هر گاه به جاى گشاد مي‌رسيد ، شتاب مي‌نمود . » « به عين الله مهواك » يعني : مقصود تو از خداوند پوشيده نيست . « على رسول الله تردين فتخجلى من فعلك و قد وجهت سدافته » يعني : پرده را دريدي . « سدافه » حجاب و پوشش است . « أسدف الليل » يعني : شب با ظلمتش پرده انداخت .