الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : ژرفا )

32

نبرد جمل ( فارسى )

كه در سرزمين ايله در شام به سر مي‌برد و هنگام قيام مردم بر ضد عثمان به آن جا رفته بود . به معاويه نوشت : « هر چه مي‌خواهى بكني ، اكنون بكن ؛ كه فرزند ابوطالب هر مالى را كه در دست داري ، از تو خواهد ستاند ، همان سان كه پوست روى عصا را بكنند . » ( شرح نهج‌البلاغه ، 1 / 270 ) اموال عمرو بن عاص در مصر و فلسطين و شام و حجاز ، به اندازه بودجه عمومى حكومت بود ! علي ( عليه السلام ) اشعث بن قيس را كه كارگزار عثمان در آذربايجان بود ، فراخواند . وى صدهزار درهم به دست آورده بود و برخى مي‌گفتند كه اين مال را عثمان به وى بخشيده و بعضى نيز بر آن بودند كه خود وى در مدت كارگزاري‌اش اين مال را به دست آورده است . علي ( عليه السلام ) فرمان داد كه آن مال را بياورد . او خوددارى نمود و گفت : « اى اميرالمؤمنين ! من اين مال را هنگامى كه كارگزار تو بوده‌ام ، به دست نياورده‌ام . » على فرمود : « به خدا سوگند ! اگر آن را نياورى و به بيت‌المال مسلمانان بازنگرداني ، با همين شمشيرم تو را ضربت خواهم زد تا به هر جاى تو كه خواهد ، اصابت كند ! » سپس وى آن مال را آورد و على آن را از او گرفت و در بيت‌المال مسلمانان قرار داد . نيز ديگر كارگزاران عثمان را دنبال نمود و هر چه را كه در دست داشتند و در آن دوران به چنگ آورده بودند ، از آنان بازستاند و براى هر چه تلف كرده بودند ، از ايشان ضمانت گرفت . ( دعائم الاسلام ، 1 / 396 ) عايشه براى گردآوردن دشمنان علي ( عليه السلام ) براى شوريدن بر وي ، تلاش نمود 1 . هنگامى كه خبر قتل عثمان به عايشه رسيد ، گفت : « خداوند دورش سازد . گناهش او را كشت و خدا او را به خاطر كارهايش قصاص نمود . اى گروه قريش ! نبايد قتل عثمان مايه ملالت شما شود ، آن سان كه پى كننده ناقه صالح ، قوم ثمود را ملول ساخت . همانا سزاوارترين فرد براى خلافت ، طلحه است . » و آن‌گاه كه خبر بيعت مردم با على به وى رسيد ، گفت : « هلاكتان باد ، هلاكتان باد ! خلافت را هرگز به قبيله تيم واگذار نمي‌كنند . » ( شرح نهج‌البلاغه ، 6 / 216 )