كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى ( 1375 ش : قم و اردبيل )

67

محقق اردبيلى ( فارسى )

بود تا در سنه 987 كه امراء و اعيان آن مخدّرهء محترمه را به قتل رسانيدن و سلطان محمّد را دو پسر بود حمزه ميرزا و شاهزادهء عباس ميرزا پس جماعتى از امراى عراق از تركمانان و غيره هواخواه شاهزاده حمزه بودند . و جماعتى از امراى خراسان قرار سلطنت را براى شاهزاده عباس ميرزا دادند و در همين سنه 987 على قليخان شاملو و مرشد قلى سلطان شاهزاده عباس ميرزا را به سلطنت برداشتند تا در ششم ذى الحجة سنه 996 كه شاه سلطان محمد تاج سلطنت را بدست خود بر سر فرزند ارجمند خود شاهزاده عباس ميرزا نهاد و او را شاه عباس خطاب كرد و امر سلطنت بر او مستقر شد پس معلوم شد كه شاه عباس قبل از استقرار سلطنت نيز كارهاى سلطنتى به او ارجاع داشته پس درست مىآيد اين حكايت را كه سيد جزائرى نقل فرموده ( رجوع كنيم به ترجمهء مقدس اردبيلى ) . و بالجملة جلالت اين شيخ معظم زياده از آن است كه ذكر شود معاصر است با شيخ بهائى رضوان اللّه عليه را و از براى او است تصنيفات فائقه مانند شرح ارشاد ، و ايات الاحكام ، و شرح الهيات تجريد ، و تعليقات بر شرح مختصر عضدى ، و بر خراجيه آشيخ على ، و اما حديقة الشيعه پس ظاهر بلكه موافق مشهور و تصريح جمعى از علما و محدثين خبير مسلم است كه از تصانيف آن بزرگوار است و تصريح كرده بر اين جناب شيخ حر عاملى ، و شيخ يوسف بحرانى ، و ملا محمد طاهر قمى ، در ملاذ الاخيار و نقاد خبير صاحب رياض العلماء ، و محدث صالح شيخ عبد اللّه بن صالح ، و عالم ربانى شيخ سليمان بن عبد الله بحرانى بل عن شيخ الجليل الاغا محمد على بن الاستاد الاكبر : ان اشتهار نسبة هذا الكتاب به كاشتهار الشمس و انكار كونه منه كانكار الميرزا مخدوم السنى فى نواقص الروافض كون كتاب الاستبصار من الشيخ الطوسى ره و نسبته الى العلامة الحلى انتهى . و تأييد مىكند كلمات ايشان را آنكه خود آن بزرگوار گاهى در آن كتاب اشاره مىكند به كتاب زبدة البيان خود در شرح آيات احكام القرآن چنان كه در طى