كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى ( 1375 ش : قم و اردبيل )
66
محقق اردبيلى ( فارسى )
سبحانه تعالى از پارهاى از تقصيرات تو بگذرد . ( كتبه بندهء شاه ولايت : احمد اردبيلى ) . » جواب « به عرض مىرساند عباس كه خدماتى كه فرموده بوديد به جان منت داشته به تقديم رسانيد اميد كه اين محب را از دعاى خير فراموش نكنيد ( كتبه كلب آستانهء على عليه السّلام : عباس ) . » و مرحوم شاه عباس ماضى رحمه اللّه بسيار مبالغه مىكرد در تعظيم مولانا و بسيار فرستاد به خدمت ايشان و استدعا كرد از جناب كه توجه به ايران فرمايد آن جناب تحاشى فرمود از قبول . فقير گويد : كه اين جمله را كه از سيد جزائرى نقل كردم به توسط خاتمه مستدرك بود كه شيخ مرحوم ره نقل كرده بود من نيز نقل كردم لكن لازم است در اين جا اشاره به مطلبى نمايم كه رفع كند اعتراض بعضى از افاضل را بر اين حكايت بانكه عصر شاه عباس موافق نبوده با عصر مقدس اردبيلى تا آنكه اين حكايت صحيح باشد پس گويم امر به حسب ظاهر چنان است كه فرموده زيرا كه وفات اين بزرگوار در سال نهصد و نود و سه است و جلوس شاه عباس در سال نهصد و نود و شش است كه مطابق با كلمهء ( ظل الله ) لكن بر اهل تاريخ و اطلاع معلوم است كه شاه طهماسب صفوى كه دوم سلاطين صفويه است در سنه نهصد و هشتاد و چهار وفات كرد و از او نه نفر پسر بجاى بود كه بزرگتر آنها سلطان محمد ميرزا فرمان فرماى مملكت فارس بود لكن به سبب ضعف باصره او ارباب حل و عقد در باب سلطنت نامى از او نبردند بلكه امر سلطنت دائر شد ما بين دو برادر او سلطان اسماعيل ميرزا و سلطان حيدر ميرزا امرآء در باب تفويض سلطنت به يكى از اين دو نفر بر دو قسم شدند و نزديك شد فتنه شود تا بالاخره حيدر ميرزا را مظلوم كشتند و سلطنت را به شاه اسماعيل ثانى تفويض كردند او قريب يك سال و نيم سلطنت كرد و در سنه 985 وفات كرد پس از وى برادرش سلطان محمد مكفوف بر اريكه سلطنت مستقر شد لكن به واسطه عدم بينائى او تمامت امورات در قبضه اختيار مهد عليا فخر النساء بيگم حرم محترم او