كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى ( 1375 ش : قم و اردبيل )

32

محقق اردبيلى ( فارسى )

عباس بداند اگر چه اين مرد در اول ظالم بود اكنون مظلوم مىنمايد چنانچه از تقصير او بگذرى شايد حق سبحانه و تعالى از پاره‌اى از تقصيرات تو بگذرد كتبه بندهء شاه ولايت : احمد الاردبيلى » جواب : « به عرض مىرساند عباس ، كه خدماتى كه فرموده بودند به جان منت دانسته به تقديم رسانيد كه اين محب را از دعاى خير فراموش نكنند كتبه كلب آستان على : عباس . » ايضا حكايت نمودند بعضى از كسانى كه به او وثوق داشتيم كه محقق اردبيلى براى بعضى از سادات به شاه طهماسب - انار الله برهانه - مراسلهء نوشت چون آن مراسله به او رسيد براى تعظيم آن كتاب از جاى برخاست و آن را بوسيد و بر سر چشم گذاشت و بر وجه اكمل حاجت را برآورد پس نظر كرد ، ديد كه بعضى از فقرات آن مراسله ايها الاخ بود سلطان آن مراسله را در ميان كفن خود گذاشت و به خواص گفت كه آن را در كفن نگه داريد و مرا با آن به قبر گذاريد تا احتجاج نمايم بر منكر و نكير كه معذب نشوم ، خواص او به همان نحو نمودند تا اينجا كلام سيد نعمة الله جزايرى بود . و قضيه مقدس اردبيلى با شيخ بهايى سابقا مذكور گشت و از اينجا ورع اين بزرگوار ظاهر مىشود . و از جملهء ورع او آن است كه زمانى كه در كربلا مىبود بول و غايط را در زمين كربلا نمىريخت به جهت اينكه زمين كربلا تربت است - بلكه بنا بر بعضى از روايات تا چهار فرسخ تربت است بلكه مقدس اردبيلى خيكى ترتيب داده بود و فضلات خود را در آن مىريخت و سر آن را مىبست تا يك هفته از آن پس آن خيك را بر دوش مىگرفت و از چهار فرسخ بيرون مىرفت . و از بعضى مسموع شد كه مقدس در مدت چهل سال از او فعل مباح صادر نشد چه رسد به حرام و مكروه . و سابقا گذشت كه مقدس اردبيلى در مدت چهل سال پاى خود را براى خوابيدن دراز نساخت و بعضى اين را نسبت به ميرداماد داده‌اند و شايد هر دو صواب باشد چنان كه در ترجمهء ميرداماد مذكور گشت .