كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى ( 1375 ش : قم و اردبيل )

33

محقق اردبيلى ( فارسى )

و اما كرامات مقدس اردبيلى پس بسيار و در السنه و افواه علماى اعلام در غايت اشتهار و سيد نعمة الله جزايرى در انوار نعمانيه و علامهء مجلسى در بحار الانوار و صاحب لؤلؤ و شيخ ابو على در منتهى المقال برخى آن كرامات را ذكر فرموده‌اند و اين فقير نيز بعضى را ذكر مىنمايد . اول اينكه آن بزرگوار در صحن نجف اشرف دلو را به چاه انداخت كه آب كشيده باشد چون دلو را بيرون كشيد ديد كه آن دلو از اشرفى و دينار است پس آن دنانير را دوباره در چاه ريخت و عرض كرد خداوندا احمد از تو آب مىخواهد نه طلا . و سيد نعمة اللّه جزايرى در انوار نعمانيه نوشته است كه آخوند ملّا عبد اللّه تسترى چون از مقدس اردبيلى مسأله سؤال مىكرد كه در آن تكلم مىنمودند پس مقدّس اردبيلى ساكت مىشد و مىفرمود كه باشد تا من اين مسأله را مراجعه نمايم پس دست آخوند ملّا عبد اللّه تسترى را مىگرفت و از نجف اشرف به خارج بلد مىرفتند چون تنها مىشدند مقدس اردبيلى مىفرمود كه آن مسأله را بياور پس مقدّس اردبيلى در آن تكلّم مىكرد و تحقيق آن مىنمود پس ملّا عبد اللّه مىگفت اى برادر چرا در همانجا اين تحقيق را نفرمودى در زمانى كه من از شما سؤال كردم ! مقدس اردبيلى مىفرمود كه چون كلام ما در ميان مردم اتفاق افتاد شايد كه مايهء نقصان من و شما مىشد و من و يا شما طالب ظفر مىشديم و الآن جز خدا با ما كسى نيست . كرامت دوم : سيد نعمة اللّه در كتاب انوار نعمانيه گفته كه در منتهى المقال هم مذكور است كه در سالهاى گرانى و قحطى مال خود را بر فقرا قسمت مىنمود و در نزد خود به قدر سهم يكى از فقرا مىگذاشت و در بعضى از سالها چنان اتفاق افتاد كه همين عمل را كرد پس زوجه‌اش به غضب آمد و گفت : كه مال ما را به فقرا انفاق مىنمايى و اولاد خود را گرسنه مىگذارى . پس آن بزرگوار متعرض او نگشت و به مسجد كوفه براى اعتكاف رفت چون روز دوم برگشت مردى به در خانه‌اش آمد با چهارپايانى كه بر پشت ايشان بار گندم خوب صاف