المحقق الأردبيلي
154
اصول دين ( فارسى )
انواع وعدهها شده ، جايز باشد كه عقاب كند و عاصى را كه انواع فساد و نافرمانى نموده و وعيد متوجّه او شده ، جايز باشد كه مكرّم و معظّم شود . پس بنابر اين ، جايز باشد كه انبيا را عقاب و كفّار را ثواب دهد و تعظيم نمايد . و بعد از آن گفته كه : « گروه سلف را يافتيم كه گفتهاند : « الأفضل أبو بكر ثمّ عمر ثمّ عثمان » و حسن ظنّ ما به ايشان حكم مىكند به آنكه اگر ايشان اين را نمىدانستند ، همه جمع بر آن نمىشدند . پس واجب است بر ما كه متابعت ايشان در آن كنيم » « 1 » . و در اين كلام خبط بسيار است ؛ مثل آنكه مذكور شد كه امامت و خلافت امر فرعى است . پس يقين ، در خلافت و فضيلت در كار نيست و مىبايد كه ظنّ كافى باشد . و بعد از آنكه ظنّ كافى نباشد و علم بايد ، چون اكتفا به حسن ظنّ جماعتى منشأ آن مىشود كه بر ما واجب گردد متابعت ايشان كه اين تقليد محض است در امرى كه در آن يقين مىبايد . و بعد از آن ذكر كرده كه : « طريق اثبات امات باقى را مىتوان فهميد از ما سبق ، و طريق معتدّ به آن است كه در حقّ عمر نصّ ابى بكر است و در حقّ عثمان و على ، بيعت » « 2 » . و شما را معلوم شد كه قول مثل ابى بكر و عمر و بيعت يككس يا دوكس دليل و حجّت نيست ؛ چه حجّت ، كتاب و سنّت است
--> ( 1 ) . المواقف ، چاپ شده ضمن شرح المواقف ، ج 8 ، ص 372 . ( 2 ) . همان ، ص 365 .