المحقق الأردبيلي

155

اصول دين ( فارسى )

و اجماع - اگر به هم رسد - و اينجا هيچيك از اينها نيست . و باوجود اين ، همه‌كس قايل است كه قول و فعل مجتهد و خصوصا قول ابى بكر و عمر بلكه خلفاء اربعه حجّت نيست و دعواى « اجماع اينكه قول امام ، اگرچه معصوم نباشد ، بر نصب امام ديگر - با آنكه قولش در اثبات مندوب و مكروه نظر به شخص واحدى حجّت و دليل نيست - حجّت است » مسموع نيست و از طريق عقل و نقل دور است . [ امامت نزد شيعه ] و اما طريق ثبوت امر امامت نزد شيعه ، مثل طريق ثبوت نبوّت است كه به نصّ خدا مىبايد يا پيغمبر يا امام معصوم مثل او و يا به كرامات و معجزه ؛ و اثبات آن در مادهء حضرت امير گذشت . و امامت باقى ائمّه نيز ثابت شده است به بعضى از نصّ كتاب چنانچه اشاره شد ؛ مثل تصدّق همه در نماز « 1 » ، پس داخل باشند در آيهء تصدّق « 2 » . و ديگر طريق عقل و نقل مثل : « من لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية » « 3 » از اخبار مستفيضة بل يقينيه ، و ايشان افضل و اكمل بوده‌اند از غير - چنانچه ظاهر است - و اشاره به آن شد . و غير ايشان صلاحيت امامت نداشتند .

--> ( 1 ) . اشاره به روايت كتاب كافى است كه در حاشيهء صفحه 66 آدرس آن ذكر شد . ( 2 ) . سورهء مائده ( 5 ) : 55 . به اين آيه ، آيهء « ولايت » هم مىگويند . ( 3 ) . مصادر اين حديث در صفحهء ص 57 - 58 گذشت .