المحقق الأردبيلي
118
اصول دين ( فارسى )
در موت حضرت ، تا آنكه ابو بكر بر او خواند : إِنَّكَ مَيِّتٌ « 1 » . و گفت كه : « گويا هرگز من اين آيه را نشنيدهام » . « 2 » و ديگر روزى بر منبر رفت و گفت كه « هركه مهر گران كند من مىگيرم و داخل بيت المال مىكنم » . زنى برخاست و گفت : منع مىكنى از ما چيزى را كه خداى تعالى حلال كرده بر ما ! و آيهء وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً « 3 » را خواند . و بعد از آن قبول كرد و گفت : « همهء مردم از عمر داناترند به فقه ، حتى زنانى كه در پس پرده مىباشند » « 4 » و اين در كشّاف نيز مذكور است . « 5 » و در جواب مىگويد كه : « منع عمر نه به واسطهء آن بود كه حرام است بلكه به واسطهء آن بود كه تركش اولى است . و آنكه گفت همه از عمر فقيهترند تواضع است » . « 6 » و اين جواب معقول نيست ؛ چرا
--> ( 1 ) . سورهء زمر ( 39 ) : 30 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 12 ، ص 195 ؛ تجريد الاعتقاد ، ص 53 ؛ اثبات الهداة ، ج 2 ، ص 338 ، 353 ، 361 . شيخ حرّ مىنويسد ؛ « و قد روى إنكاره لموته صلى اللّه عليه و آله جمع من علماء أهل السنة منهم البخاري و الشعبى و الجرجانى و الطبري و الزمخشري و الحميدي » ( اثبات الهداة ، ج 2 ، ص 371 ) . ( 3 ) . سورهء نساء ( 4 ) : 20 . ( 4 ) . شرح نهج البلاغة ، ج 3 ، ص 96 ؛ تجريد الاعتقاد ، ص 252 ؛ شرح تجريد قوشچى ، ص 483 . ( 5 ) . الكشاف ، ج 1 ، ص 491 . در حاشيهء كشاف راويان متعددى براى اين نقل ذكر شده از جمله اصحاب سنن ، ابن حبّان ، حاكم احمد حنبل ، دارمى ، ابن ابى شيبه ، طبرانى . ( 6 ) . از عبارت كتاب برمىآيد كه اين جواب از زمخشرى است ، در حالىكه او نظر خود را در ذيل آيه ابراز نكرده و اين جواب از قوشچى است : شرح تجريد قوشچى ، ص 483 : « . . . قوله « كلّ الناس أفقه من عمر » فعلى طريق التواضع و كسر النفس » .