المحقق الأردبيلي
119
اصول دين ( فارسى )
كه گفت : « مىگيرم و داخل بيت المال مىسازم » . و باوجود آنكه حرام باشد نيز معقول نيست ؛ زيراكه آن مال زوجه است يا مال زوج ، پس ترك اولى معنى نداشته باشد . و ديگر معنى ندارد كه در جواب زنى كه به او گويد كه : « مسئله را غلط كردى و به خلاف قرآن حكم كردى » و او قبول نكند و گويد كه : « حرام نمىسازم و مىگويم بهتر آن است كه مهر كم باشد » كه هيچكس در آن نزاع ندارد . و به آنكه چنين نيز نكرد بلكه تصديق آن زن كرده و گفته كه : « بلكه همهء زنان از من بهتر مسئله مىدانند » . و تواضع اينجا اصلا معنى ندارد . و مجملا صاحب اين سخن لايق نيست كه به جاى پيغمبر باشد خصوصا باوجود كسى كه گويد : « سلوني قبل أن تفقدوني » « 1 » ؛ يعنى : « بپرسيد از من پيش از آنكه مرا نيابيد » . و گويد كه : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » « 2 » و غيرآن . و اين بسيار واضح است . و ديگر آنكه منع كرد فاطمه عليها السّلام را و ساير سادات را از خمس كه در قرآن ثابت است از براى ايشان . و زوجات حضرت را از بيت المال داد . « 3 » و حكم در حدّ قذف به صد تازيانه كرد « 4 » ، و حال آنكه هشتاد
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 93 و 189 ؛ الإرشاد ، ج 1 ، ص 35 و 330 . ( 2 ) . غرر الحكم ، ج 2 ، ص 603 ؛ مطالب السئول ، ص 16 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 7 ، ص 253 ؛ بحار الأنوار ، ج 40 ، ص 153 . ( 3 ) . تجريد الاعتقاد ، ص 253 ؛ إثبات الهداة ، ج 2 ، ص 371 . ( 4 ) . در تجريد الاعتقاد آمده است : « و قضى في الجدّ مائة قضية » يعني : خليفهء دوم در ميراث جد -