المحقق الأردبيلي
115
اصول دين ( فارسى )
و جماعتى از بنى هاشم بودند « 1 » . و نيز در بر شكم حضرت فاطمه زدند چون عقب در بود و پسر محسّن نام از شكم آن حضرت افتاد « 2 » . و غالبا كه اينها ظاهر است بر وجهى كه منع نمىتواند كرد ؛ چه منقول است در كتب ايشان . و لهذا ملا على نقل كرده و جواب نگفته بلكه همين گفته كه « آن حضرت بيعت نكرد نه به واسطهء اينكه راضى نبود بلكه به واسطهء عذرى بود » . « 3 » و ديگر منقول است كه وقتى ابى بكر بر منبر رفت ، حضرت امام حسن و امام حسين عليهما السّلام پيش منبر رفتند و گفتند كه « اين مقام جدّ ماست . و تو را استحقاق اينجا نيست » « 4 » . و همچنين بعضى از صحابه مثل سلمان و ابو ذر و مقداد رفتند و هركدام نصيحتش كردند و تذكير حكايت روز غدير و غيره كردند و سخنان بسيار مؤثر فرمودند و بعد از آنكه مؤثر شد ، أقيلوني را تا آخر گفت - چنان كه گذشت - پس عمر او را پشيمان كرد . و ديگر جهلش به احكام به مرتبهاى بود كه دست چپ دزد را بريد حال آنكه دست راست او را بايد مىبريد و شخصى را فرمود « 5 »
--> ( 1 ) . كتاب سليم بن قيس ، ص 83 - 85 ؛ تجريد الاعتقاد ، ص 250 . ( 2 ) . كتاب سليم بن قيس ، ص 85 . ( 3 ) . شرح تجريد قوشچى ، ص 482 . ( 4 ) . ر ك : الصواعق المحرقة ، ص 175 ؛ شرح تجريد قوشچى ، ص 482 ؛ كشف المراد ، ص 403 ؛ تجريد الاعتقاد ، ص 250 . ( 5 ) . يعنى : به شخصى دستور داد .