المحقق الأردبيلي
531
حديقة الشيعة ( فارسى )
عين اليقين رسيده است و به درجهاى ترقى نموده كه ديگران را وقوف بر آن مرتبه ميسر نيست . و ايضا در كتاب « روضه » « 1 » كه از كتب اهل حديث است به سند صحيح از ميثم تمار نقل كرده كه او گفت : در جامع كوفه در خدمت امير المؤمنين عليه السّلام بودم و جمعى كثير در دور آن حضرت بودند كه از در مسجد مردى بلند مقطع در آمد دو شمشير حمايل كرده بود و خدم و عبيد از پى او بودند مردمان از هر طرف گردنها بلند كردند و چشمها بر او دوختند و منتظر بودند كه معلوم شود كه اين مرد كيست و به چه كار آمده آن مرد به زبان فصيح گفت : كدام است از شما كه متولد شده است در حرم و مشهور است به كرم و خليفهء رسول است و زوج بتول است و غالب هر غالب و فرزند ابى طالب عليه السّلام است و قاتل ابطال عرب است و مفرّح هموم و كرب است و عيبهء علوم نبوت است و معدن علم و فتوت است و حجة اللّه و وصىّ رسول اللّه است . و همچنين تعداد صفات آن حضرت چنانچه بايد و شايد نمود پس امير المؤمنين عليه السّلام سر برآورده و فرمود كه چيست تو را يا ابا سعد بن فضل بن ربيع بن مدركة بن نجيبة بن صلت بن حرث بن اشعث بن سميع دوسى ، هر مطلبى كه دارى بگو و هرچه مىخواهى بخواه ؟ پس آن مرد گفت : به من رسيده كه تو جانشين رسول خدايى و حلّال مشكلاتى و من رسولم از جانب قبيله عقيميه كه شصت هزار خانه دارند و فرستادهاند با من جوانى را كه كشته شده است و در ميان قوم اختلاف به هم رسيده است در قاتل او و اينك آن جوان در تابوت است بر در اين مسجد اگر تو او را زنده كنى كه كشندهء خود را نشان دهد و فساد از اين قوم به صلاح بدل شود ، من با اين قوم همه اسلام مىآوريم و الّا به راهى كه آمدهايم مىرويم و بر كفر و دين
--> ( 1 ) . « الفضائل » ابن شاذان ص 2 - 4 ؛ عيون المعجزات ( قرن پنجم ه . ق ) ص 28 - 32 . همچنين « آثار احمدى » استرآبادى ( قرن دهم هجرى ) ص 481 به اختصار اين مطلب را نقل كرده است .