المحقق الأردبيلي
528
حديقة الشيعة ( فارسى )
عالم آفريده كه هر عالم چهل برابر دنياى شماست و علم من به ماوراى قاف همچون علم من است به حال اين دنيا و آنچه در دنياست و بعد از رسول خدا ، منم حافظ و نگهدارندهء عالمها و همچنين بعد از من ، اولاد من حافظ شريعت نبوى و وارث علوم مصطفوى خواهند بود تا روز قيامت و من داناترم به راههائى كه در آسمانهاست از راههائى كه در زمين است و مائيم مخزون مكنون الهى و مائيم اسماء حسنى كه چون خدا را به آن اسماء بخوانند اجابت كند و مائيم صاحب آن نامهائى كه بر عرش و كرسى نوشته است و مائيم قسمت كنندهء بهشت و دوزخ و از ما تعليم گرفتهاند ملايكه آسمانها تسبيح و تهليل و تقديس و توحيد و تكبير الهى را و مائيم كلماتى كه چون آدم صفى تلقى به آن نموده توبهاش قبول شد و من مىدانم اين امور عجيبه و اسرار غريبه را به بركت اسم اعظم كه اگر به برگ زيتون چيزى به آن نويسند در آتش اندازند نسوزد و طراوتش ميل پژمردگى نكند و تاريكى شب و روشنى روز از بركت نامهاى ماست و اسامى ساميه ما را چون بر آسمان نقش كردند بىستون استقامت يافت و زمين به آن مسطح شد و چون بر باد خواندند در حركت آمد و بر برق نوشتند لمعان پيدا كرد و بر رعد رقم نمودند خاشع شد و بر جبههء اسرافيل نقش كردند متكلم به كلام سبّوح قدّوس رب الملائكة و الروح گرديد . و چون كلام معجز نظامش به اين مقام رسيد فرمود : چشمهاى خود را بپوشانيد ، پوشيديم باز فرمود : بگشاييد ، گشوديم خود را در شهرى ديديم مشتمل بر بازارهاى معموره و قصرهاى رفيع و مردمش در نهايت بلندى قامت و كمال استقامت هر يكى چون نخلى ، پس فرمود : كه اين گروه از بقيهء قوم عادند كه هنوز در كفر و ضلالت و ظلم جهالت گرفتارند ايمان به رب ارباب و روز حساب ندارند و شهر ايشان از شهرهاى مشرق بود و من به امر خالق بىچون قلع و قمع مساكن ايشان نموده به اين مكان نقل نمودم و شما ايشان را در اينجا ببينيد و بر آن مطلع شويد كه من داعيه دارم كه با اين گروه مقاتله كنم