المحقق الأردبيلي

769

حديقة الشيعة ( فارسى )

يك فرقه‌اند و اين سخن غلط است ؛ زيرا كه در ترك نماز و روزه و ساير فرايض و حلال داشتن جميع محرّمات اگر چه با هم موافق‌اند اما بر خلاف يكديگر مقالات بسيار دارند كه با آن از هم متميّز مىشوند ؛ اگر كسى ايشان را از اين روى يك فرقه داند كه هر دو در باطن ملحدانند و بنابر مصلحت روزگار خود اظهار اسلام مىكنند . بيشتر طوايف صوفيه اين حال را دارند و تصوف را پرده و سپر الحاد خود كرده‌اند - سفل اللّه دركتهم فى اسفل السافلين من النار - . فرقه چهارم ولائيّه‌اند . ايشان گويند كه چون بنده‌اى به درجهء ولايت رسيد با خداى تعالى شريك شده پس در جميع صفات ثبوتى و سلبى با خدا شركت دارد و گويند مرتبهء ولايت از مرتبه نبوت و رسالت بالاتر است و چون از ايشان پرسند كه ولايت چيست ؟ بىخان‌ومان بودن ! اين جماعت زن كردن را حرام مىدانند و مىگويند ما بر زنده كردن مردگان و ميرانيدن زندگان قادريم و به غير از اين لافهاى بسيار زنند و ايشان نيز ديوانگان را دوست دارند و مزخرفات اين فرقه نيز بسيار است . كوتاه كرديم تا به ملالت نكشد . فرقه پنجم مشاركيّه‌اند . كه خود را افضليّه نيز گويند و اهل دين ايشان را مشركيّه خوانند و ايشان دعوى مشاركت با انبيا كنند و گويند ما در مرتبهء پيغمبران شريكيم ليكن خدا ما را عزيز داشته و ما را مأمور به دعوت نساخته ؛ اگر خواهيم خلق را دعوت و هدايت كنيم و اگر نخواهيم نكنيم و ما را بر پيغمبران فضيلتى ديگر هست و آن اين است كه ملك واسطه است ميان پيغمبران و خدا ؛ و ميان ما و خدا واسطه نيست ! ؟ پس از اين جهت نيز ما از پيغمبران افضليم و طايفه ولائيّه نيز اين دعوى كنند و اين كفر را گويند و اين فرقهء مشاركيّه مانند طايفه ولائيّه‌اند و دعواى امامت احياء و احياى اموات كنند ، ليكن بىخانه‌ومان بودن را در ولايت شرط ندانند و آنها دعواى شركت با خدا كنند نه دعوى شركت با انبيا و اين گروه نيز زنديقان و ملحدانند - لعنهم اللّه - .