المحقق الأردبيلي
763
حديقة الشيعة ( فارسى )
مىگيرند و مايل به اين گمراهان و فريبندگان مىگردند ؛ پس هر كه عارف به عقايد باطلهء اين جماعت نباشد و به حقيقت ايشان و مذهب ايشان معترف شود به سبب جهل و نادانى گمراه گشته ؛ پس اگر به آن جهل دعواى علم كند ، جهل مركّب خواهد بود و به اين سبب حالتش تباه شود و به وادى ضالت افتد و بسيار باشد كه جمعى از مردمان به سبب او گمراه گردند و از طريق حق دور شوند و به وادى خذلان روى آورند و اگر كسى بر بد اعتقادى اين گروه واقف باشد و در باطن به بطلان ايشان معترف ، امّا به جهت فريفتن خلق ، اين طايفه را مدح گويد و ايشان را از نيكان و دوستان خدا شمارد و از براى دنيا ، دين از دست داده باشد و بعمد مردمان را گمراه كرده از براى زخارف دنيا از نعمت عقبا بىبهره گشته . و اگر آن كس كه بر بد اعتقادى اين قوم مطلع باشد به حقيّت ايشان معترف شود ، آن كس دانسته از طريق حق انحراف نموده و از مذهب حق اماميه بيزار گشته گمراهكننده باشد و حالش از ديگران بدتر ؛ پس اگر آن كس دعوى تشيع كند بايد كه شيعهء قبول آن نكند و او را از شيعه نشمارد ؛ زيرا كه ناچار است او را از اعتراف نمودن به حلول و اتحاد و وحدت وجود و از قايل بودن به جبر و محبت ورزيدن با يهود و ترسا و گبر و دوست داشتن ابى بكر و عمر و عثمان و معاويه و يزيد و ابو سفيان و جميع فسّاق و فجّار و ساير مشركين و كفّار و اگر اظهار دشمنى اينطور كسان نمايد بايد كه شيعه باور نكند و اگر اينطور كسان را لعنت كند بايد كه شيعه فريب نخورد ، از اين جهت كه ايشان لعنت را عين رحمت مىدانند . جمعى از ايشان مىگويند لعنت چهار حرف است كه حرف هجاء ل ع ن ت و هر يك از اين چهار ، اسمىاند از اسماء اللّه ؛ پس لعنت عين رحمت باشد و جمعى از ايشان گويند نقطه ذات حق تعالى در جميع حروف حلول كرده و جمعى از اين طايفه گويند كه عالم صورت حق تعالى است و حق تعالى روح عالم است ؛ چنان كه محيى الدين در كتاب فصوص الحكم در « فصّ هودى » مىگويد : « العالم صورته و هو