المحقق الأردبيلي
759
حديقة الشيعة ( فارسى )
مريدان خود گذاشته و ايشان را فرموده بود كه در اطراف عالم بگردند و مردم را به خدائى او دعوت كنند . و يك دليل بر آنكه اكثر اين جماعت در باطن ملحدانند ، اين است كه چون دانستهاند كه حلاج در پيش جماعتى بىمحابا دعواى خدائى كرده گفتهاند كه او كشف راز كرده از اين جهت او را حلاج الاسرار لقب كردهاند و با آنكه در زمان با يزيد بسطامى و حلاج هنوز كسى از اين قوم مردود به وحدت وجود قايل نشده بودند و بعد از ايشان به مدتى طايفهء اتحاديه در كفر تمادى نموده وحدت وجود اختراع كردند . و ايضا شيعه و سنى نقل كردهاند كه شيخ عطّار در وقت كشته شدن با كافر تتار كه به دستش گرفتار بود گفت : كلاه تتارى بر سر مىگذارى و به اين صورت خود را به من مىنمائى و قصد قتلم مىكنى و گمان دارى كه من تو را نمىشناسم ، بكش كه هزار جان من فداى شمشير تو باد ! و اين اعتقاد فاسد از نظم و نثرش نيز ظاهر است . و ايضا شيخ روزبهان فارسى در تفسير الاسرار مىگويد كه در علوى ، شكل حق بر من متجلّى گشت در صورت تركى قبا بسته و مو بافته و كلاه كج نهاده ، دست در اذيال جلالش زدم و گفتم : به حق وحدت ذاتيهء تو كه چنانت شناختهام كه اگر به هزار صورت برآئى و به هزار كسوت جلوه فرمائى كه يك سر مو از معرفت ، تغييرپذير نخواهد بود و در كتاب « مقامات » اين كافر هرزهها به قالب زده كه در مدتى دراز نقل نتوان كرد و شرح نتوان نمود و مزخرفات و كفرهائى كه اين طايفه بىدين و خراب كنندگان شريعت سيد المرسلين صلّى اللّه عليه و آله گفتهاند بسيار است و مجلّدات بسيار هم گنجايش نقل آن همه ندارد . و علامه حلى رحمه اللّه در بعضى از كتابهاى خود اين قوم را به اين طور اعتقادهاى باطل طعن زده و شيخ شهيد قدّس سرّه در بعضى از مصنّفات خود اشاره نموده كه طريقه و