المحقق الأردبيلي
760
حديقة الشيعة ( فارسى )
روش ايشان حرام است « 1 » و غير ايشان بسيار كس از عارفان ، يعنى شناسندگان خدا و رسول و امامان به دليل و برهان ، اين گروه بىايمان را طعن زدهاند ، تا بدانى كه متأخرين شيعه فريب اين سنيان و خراب كنندگان دين پيغمبر آخر الزمان را نخوردهاند و از جمله طعنهائى كه متوجه ايشان است ، يكى آن است كه ايشان مانند ملحدان آيات و احاديث را براى خود و مدعاى خود تفسير و تأويل مىكنند . ديگر آنكه به جبر و تشبيه و تجسيم و صورت و رؤيت قايلند ؛ چنان كه از كتابها و گفتگوهاى ايشان ظاهر است و يك جهت از جهات ميل اشاعره و بعضى ديگر از طوايف نواصب به اين گروه ، اين است كه ايشان درين عقايد با خود موافق يافتهاند و ديگر از جملهء طعنهائى كه متوجه ايشان است ، يكى آن است كه دعوى دانستن غيب كردهاند و آن را كشف نام مىكنند و در آن تمادى نموده نسبت دانستن غيب به كفار هند مىدهند و در باب اطلاع بر غيب ، دو سه كلمه در فصل پنجم اين اوراق كه جزو ثانى است سمت گذارش يافت . و ايضا در كتاب ايجاز المطالب فى ابراز المذاهب و بعضى ديگر از كتابهاى شيعه مسطور است و خلاصه مضمونش اين است كه جوانى بود از اهل جرجان و در كمال محبت نسبت به شاه مردان ، در مقام اسلام پايش استوار و بر محك ايمان طلاى رأيش تمام عيار ، اگر چه از خواندن و نوشتن بىبهره بود امّا از عقايد دينيه و معارف يقينه حظى وافر و نصيبى كامل داشت و در خدمت علماى ديندار بسيار به سر برده بود و دلايل ساطعه و براهين قاطعه به گوشش بسيار خورده بود و حسن عقيدهاش در مذهب حق مرضى و حميد ، درجه يقينش در حقيقت دين مبين قريب به مرتبه علياى ابو ذر و سلمان رسيده از غايت صلابتى كه در دين داشت ، با آنكه ناخوانده و نانويسنده بود ، همت بر الزام مخالفين مىگماشت . پير صوفى با او معاصر بود كه در فريب دادن مردمان از شيطان مردود گوى مسابقت مىربود . هر جا
--> ( 1 ) . نهج الحق حلّى ص 57 و 58 ؛ كتاب الدروس شهيد اول 2 / 275 .