المحقق الأردبيلي

522

حديقة الشيعة ( فارسى )

ابر ديديم ! سلمان گويد كه ما همه از آن دو پاره ابر شنيديم كه هر يك چون از كف جدا شدند گفتند : « اشهد ان لا إله الا اللّه و ان محمدا رسول اللّه و انّك وصي نبي كريم ؛ من شك فيك هلك و من تمسك بك فقد سلك سبيل النجاة » ؛ يعنى گواهى مىدهيم كه خدا يكى است و محمد رسول و برگزيدهء اوست و تو وصى و خليفهء پيغمبر برگزيده‌اى هر كه شك آورد در وصايت و خلافت تو ، هلاك شود و هر كه دست در عروة الوثقاى محبت تو زند ، نجات يابد . پس ديدم كه آن دو پاره ابر چون دو قاليچه پهن شدند و در پهلوى يكديگر قرار گرفتند و از آن ابر بوى مشك اذفر به دماغ اهل ايمان مىرسيد ، پس فرمود برخيزيد و برين بساط بنشينيد ما همه برخاسته بر يك بساط نشستيم و آن حضرت به تنهائى بر ابر ديگر ، پس كلمه‌اى چند تكلم نمود كه هيچ‌كس نفهميد و اشاره به ابر كرد كه اى ابر به جانب مغرب روانه شو كه ناگاه بادى به زير آن دو ابر در آمده ابر را به آهستگى تمام برداشته به هوا برد و ما در آن وقت چون به آن حضرت نگاه كرديم ديديم كه دو جامهء زير پوشيده و تاجى از ياقوت سرخ بر سر دارد و نعلينى كه بند آن از ياقوت آبدار بود در پاى داشت و انگشترى از مرواريد سفيد برّاق كه روشنى آن چشم را خيره مىساخت در انگشتش بود و به كرسى از نور نشسته بود . امام حسن عليه السّلام گفت : اى پدر بزرگوار ، همه مخلوقات ، سليمان را به جهت انگشترى اطاعت مىنمودند ، شما را به چه سبب منقادند ؟ فرمود : « يا ولدى ، انا وجه اللّه و انا عين اللّه و انا لسان اللّه الناطق فى خلقه و انا وليّ اللّه و انا نور اللّه الذي لا يطفى و انا باب اللّه الذي يؤتى منه و انا حجة اللّه على عباده و انا كنز اللّه فى ارضه و انا قسيم الجنة و النار و انا سدّ ذى القرنين و انا جعلتهما له » ؛ يعنى اى نور ديده ! منم وجه اللّه و عين اللّه و لسان اللّه و ولى اللّه و منم آن نورى كه فرو ننشيند و منم آن درى كه از آن در به خدا توان رسيد و منم حجت خدا بر خلق و منم گنج خدا در زمين و منم قسمت كنندهء بهشت و دوزخ و منم سدّى كه ذو القرنين بسته و منم كه