المحقق الأردبيلي
753
حديقة الشيعة ( فارسى )
ديگر پوشانيده وحدت وجودش نام كردند و چون معناى آن را از ايشان پرسيدند از روى تلبيس گفتند كه اين معنى به بيان در نمىآيد و بدون رياضت بسيار و خدمت پير كامل به آن نمىتوان رسيد و احمقان را سرگردان ساختهاند و جمعى از سفيهان در آن باب اوقات بسيار ضايع كردند و فكرها در آن باب دوانيدند و آن كفر عظيم را تأويلها كردند . و بدان كه علماى صوفيه نه تنها همين معنى را از فلاسفه دزديدهاند بلكه اكثر مسائل ايشان را از كتاب ايشان اختلاس نمودهاند و در آن تصرفها كردهاند و در بعضى از مسائل با ايشان اختلاف ورزيدهاند و با يكديگر نيز در بعضى از آن مخالفت نمودهاند ؛ چنان كه علاء الدوله سمنانى كه يكى از اكابر مشايخ صوفيه است با جمعى از همان فرقه به تخصيص با محيى الدين عربى كه او نيز از بزرگان مشايخ اين طايفه ضالّه است در باب « وحدت وجود » مخاصمت نمودهاند « 1 » پس شيعه بايد به يقين بداند كه علماى اين فرقه غويه دزدان مقالات و اعتقادات زشت فلاسفهاند و جهّال ايشان از قبيل جهّال ملاحدهاند . و با اينكه بعضى از علماى ايشان پارهاى از مواعظ حسنه و كلمات مرغوبه در ميان سخنان خود به كار بردهاند كه منافات با دين و مذهب ما ندارد ، مؤمن بايد كه فريب نخورد كه آن گفتگوها را دانه ساختهاند كه تا به آن مردمان را در دام اندازند و اكثر كلام ايشان و گفتگوهاى خوب ايشان ، كلام انبيا و اوصيا و متابعان ايشان است كه تغيير در عبارت داده به نام خود كردهاند و بعضى از ايشان آن معانى را منظوم ساختهاند و بسيار سخنان خوب هست ، كه متعصبان بر بعضى از ايشان بستهاند .
--> ( 1 ) . علاء الدوله سمنانى از وحدت وجود ابن عربى ، اتحاد و حلول را فهميده و با تندى تمام در مقابل ابن عربى ايستاده و به قولى او را شفاها و كتبا تكفير كرده بود ؛ ر . ك : العروة لاهل الخلوة و الجلوة سمنانى ، مقدمه ص 35 .