المحقق الأردبيلي
730
حديقة الشيعة ( فارسى )
شده رو به خانهء خود كرد . پس آن حضرت به من گفت : از عقبش برو ببين كه چه مىكند . من از پى او رفتم ديدم كه داخل خانه خود شده و دم مىجنبانيد و به هر يك از اهل خانه تملّق مىكرد و ايشان را مىراندند تا اينكه چوبى برداشته زدند و از آن خانهاش به در كردند و من آمده خبر آوردم . در اين حرف بوديم كه برگشت و در برابر آن حضرت بايستاد و اشك از چشمش مىرفت و مىناليد و خود را به خاك مىماليد . آن حضرت را رحم بر وى آمده دست مبارك به دعا برداشت و اعرابى به صورت اول شد . آن حضرت به او ، گفت : ايمان آوردهاى يا نه ؟ گفت : « نعم الفا الفا ! ؟ » يعنى آرى ايمان آوردم هزار هزار بار ! و ايضا از يونس بن ظبيان نقل نموده « 1 » كه او گفت : با جمعى كثير در خدمت حضرت بودم كسى پرسيد : يا بن رسول اللّه ، مرغانى كه حق تعالى در قرآن مجيد ياد نموده و به ابراهيم خطاب فرموده كه فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً « 2 » آيا آن مرغان از يك جنس بودند يا از اجناس مختلف ؟ پس آن حضرت فرمود كه مىخواهيد كه به شما مثل آن بنمايم ؟ ما همه گفتيم : بلى ، يا بن رسول اللّه ! پس چهار مرغ طلبيد طاوس و باز و كبوتر و غراب و آنها را ذبح فرمود و سرهاى آن مرغان را نزد خود گذاشت و باقى آن را به امر آن حضرت از استخوان و پر و گوشت در هم كوفته و چهار بخش كرده در چهار گوشه خانه گذاشتند . پس اول طاوس را آواز داد ديدم كه ريشه ريشه و ذره ذره از هر جزء آنها جدا مىشد و بهم مىپيوست تا طاوس درستى ساخته شد و سرش به تن پيوست و بعد از آن غراب را آواز داد باز از هر كنجى ذره ذره به يكديگر آميزش مىكردند تا غراب شده و سر به بدن ملحق گشت و آن دوى ديگر را نيز به همين طريق آواز مىداد و اجزاء بهم مىپيوست تا چهار مرغ را باز زنده و متحرك نزد او
--> ( 1 ) . كشف الغمه ج 2 ، ص 412 . ( 2 ) . سوره بقره ، آيه 260 .