المحقق الأردبيلي
511
حديقة الشيعة ( فارسى )
پرورش و پرستارى آن حضرت مىكرده است و صاحب روضه قدّس سرّه بعد از نقل اين حديث روايت كرده و فرموده « 1 » كه از ثقات مروى است كه فاطمه بنت اسد در شبى كه تولد حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله وقوع يافته نزد آمنه حاضر بود و هرچه مشاهده آمنه شد از غرايب و عجايب به نظر او نيز در آمد . صبح كه ابو طالب از طواف بيت اللّه مراجعت نمود ، فاطمه به عرض او رسانيد كه امشب چندان عجايب و غرايب مشاهده نمودم كه زبان بيان از تقرير آن عاجز است : آمنه را فرزندى متولد شد كه از مقدم شريفش دنيا و ما فيها روشنى يافت و من از بسيارى ضياء درختهاى هجر را كه شهرى است در اقصاى يمن به رأى العين ديدم و بعضى از خوارق عادات كه ملاحظه نموده بود بيان كرد . ابو طالب خوشحال شده گفت : اى فاطمه ! تو را نيز به قدرت كاملهء الهى مثل اين حالتى در پيش است و حق تعالى تو را نيز بعد از سى سال فرزندى كرامت خواهد كرد كه جهان را به نور خود منوّر گرداند و عجايبى كه امشب ديدهاى در آن وقت نيز ملاحظه خواهى نمود . فاطمه بعد از شنيدن اين خبر مسرت اثر منتظر آن زمان و آن حالت مىبود تا وقتى كه بنابر مصلحت الهى آن حضرت به منصهء ظهور رسيد . و الحمد للّه رب العالمين . و ايضا مؤلف در همان كتاب « روضة الواعظين » از مجاهد ، از ابو عمرو ، از ابو سعيد خدرى روايت نموده « 2 » كه او گفته : ما ، در خدمت حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله بوديم كه داخل شدند سلمان فارسى و ابو ذر غفارى و مقداد اسود و عمار ياسر با جمعى كثير از صحابهء كبار و شيعيان حيدر كرار و آثار حزن و ملال در چهرههاى ايشان ظاهر بود و آن حضرت را مخاطب ساخته گفتند : « فديناك بالآباء و الامهات يا رسول اللّه » از جمعى معاندان چيزى چند مىشنويم نسبت به برادر و ابن عم تو كه سبب حزن و اندوه ما مىگردد و اعتقاد ايشان آن است كه سبقت ايمان على باعث
--> ( 1 ) . روضة الواعظين ص 81 . ( 2 ) . روضة الواعظين ص 82 .