المحقق الأردبيلي
مقدمه 21
حديقة الشيعة ( فارسى )
امتناع كردند و به قول استاد شهيد مطهرى همين امر باعث شد كه حوزه شام و جبل عامل همچنان ادامه يابد و منقرض نگردد . صاحب معالم و صاحب مدارك براى اينكه دچار محظور و رودربايستى براى توقف در ايران نشوند از زيارت حضرت رضا عليه السّلام كه فوق العاده مشتاق آن بودند صرف نظر كردند . « 1 » در زندگينامه مقدس اردبيلى دو نامه آوردهاند كه ايشان براى شفاعت دو نفر از سادات علوى به شاه تهماسب ( وفات 984 ه . ق ) و شاه عباس اول ( وفات 1038 ه . ق ) نوشته و خواسته است كه از گناه آنان بگذرند و آنان را مورد بخشش قرار دهند كه هر دو آنها از دريافت چنين نامهاى خوشحال شده و حاجت آنان را برآورده ساختند . نامه مقدس به شاه تهماسب را قبلا آورديم . در اينجا فقط دربارهء نامه به شاه عباس اول و صحت ارسال آن بحث خواهيم كرد . هرچند صاحب قصص العلماء يك نامه را كه عنوانش خطاب به شاه صفوى « اى برادر » بوده - شاه اين خطاب را بسيار مهم پنداشته تا جايى كه مىخواسته روز قيامت به آن احتجاج نمايد و از عذاب الهى نجات يابد و براى همين نيز دستور داده آن را در كفنش بگذارند - در دو جا ذكر كرده ؛ يك بار براى شاه تهماسب و بار ديگر براى شاه عباس اول . « 2 » نامه مقدس اردبيلى به شاه عباس اول « بانى ملك عاريه عباس بداند : اگر چه اين مرد در اول ظالم بود اكنون مظلوم مىنمايد . چنانچه از تقصير او بگذرى شايد حق سبحانه و تعالى از پاره [ اى ] تقصيرات تو بگذرد . » كتبه بنده شاه ولايت احمد اردبيلى در پاسخ اين نامه شاه عباس چنين نوشت : « به عرض مىرساند عباس ، كه
--> ( 1 ) - ر . ك : « خدمات متقابل » ، ص 493 . ( 2 ) - ر . ك : « قصص العلماء » ، ص 343 كه اين نامه خطاب به شاه تهماسب بوده است در ص 235 اين نامه را خطاب به شاه عباس ثبت كرده است .