عز الدين ابراهيم ( فتحي الشقاقي ) ( مترجم : سيد هادى خسروشاهى )
95
شيعه و سنى غوغاى ساختگى ( فارسى )
كمين ديگرى نشسته است تا اورا از پاى درآورد . » « 1 » بىترديد هر كس با يك سخن بهاين پراكندگى كمك كند ، جزو كسانى است كه آيهء شريفه او را معرفى مىكند : « إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً ، لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ . . . » « 2 » والبته مىدانيم كه در مورد هر بحثى ، بهسرعت و آسانى مىتوان ديگرى را بهكفر متهم نمود ! وملزم كردن حريف بهكفر ورزى ، در نتيجهء نظرى كه وى در گرماگرم بحث ابراز مىنمايد ، كار آسانى است . . . » وى سپس مىافزايد : « وقتى وارد عرصهء فقه تطبيقى شويم واختلاف فقهى ميان نظرات گوناگون يا صحيح دانستن يك حديث و تضعيف حديث ديگر را از نزديك لمس كنيم ، مىبينيم كه فاصلهء ميان شيعه و سنى همانند فاصلهء ميان مذهب فقهى ابوحنيفه و مذهب فقهى مالكى يا شافعى است . ما اعتقاد داريم كه همگان در جستجوى حقيقت برابرند ؛ هر چند روشها گوناگون است . » « 3 » شيخ محمد غزالى در مصاحبه با يك نشريهء اسلامى هم ، در پاسخ به سئوالى پيرامون نقش وى در جماعت تقريب ، تصريح مىنمايد : « . . آرى من جزو همكاران تقريب بين مذاهب اسلامى بودهام و در جماعت دارالتقريب در قاهره ، كارى خستگى ناپذير ومداوم انجام دادهام و با شيخ محمد تقى قمى و با شيخ محمد جواد مغينه ( رحمهما الله ) نيز دوستى داشتم و در بين علماء وبزرگان تشيع ، دوستانى دارم . من واقعاً
--> ( 1 ) « كيف نفهم الاسم » شيخ محمد الغزالى ، چاپ قاهره ، صص 142 و 143 . ( 2 ) قرآن سورهء انعام ، آيهء 159 . ( 3 ) همان ، ص 144 .