محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

80

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

على براى تصرف مصر مالك اشتر را با لشكر فراوانى اعزام بمصر نمود موقعى كه اين خبر بمعاويه رسيد ، معاويه دهقانى از عريش كه داراى زمينى بود احضار نموده و گفت : « من ماليات 20 سال را از تو نميگيرم به شرط اينكه مالك اشتر را با زهر بقتل برسانى . » موقعى كه مالك وارد عريش شد دهقان عسل زهرآلود آورده و پيش مالك گذاشت ، پس از خوردن زهر در همان ساعت از دنيا رفت . اطرافيان اشتر آن دهقان را كشتند هنگاميكه خبر قتل مالك به حضرت امير رسيد فرمود : « للدين و الفم » اين جمله در موردى گفته مىشود كه انسان نتواند كارى انجام دهد . خبر مرگ مالك بمعاويه رسيد . معاويه گفت : « ان للّه جنودا من عسل » : خدا لشكر فراوانى از عسل دارد . معاويه هنگاميكه زهر را مخفيانه بدهقان داد كه مالك را نابود كند ، باهل شام گفت به مالك نفرين كنيد . ملت نفرين كردند . هنگاميكه خبر مرگ او را آوردند معاويه گفت : به‌بينيد كه دعاى شما چه زود مستجاب شد ! انسان از تعجب ديوانه مىشود : دروغ و حيله و عسل زهرآلود براى بندگان خدا تهيه نمودن و اين عمل را به حساب خدا و استجابت دعا گذاشتن ! آرى اين جنايات از معاويه نبوده است ! معرى از زبان حضرت آدم بفرزندان خود از روى سرزنش ميگويد : « بخداى آفرينندهء خود دروغ ؛ و بپدرتان آدم دروغ ، و بمادرتان حوا دروغ به يكديگر هم دروغ ، به اين مقدار كفايت نكرده ، خودتان را هم گول ميزنيد و بخودتان دروغ ميگوئيد ! » ( اشتباه نشود معاويه خود را گول مىزند كه مىگويد : خدا مالك را كشته است ) اكيپهاى اخلالگرى چنانچه نقل شد معاويه بلشكريانى كه براى قتل و غارت اعزام ميداشت قناعت نكرد ، بلكه اكيپهاى مجهزى براى تخريب و غارت و كشتن و . . . اعزام نمود .

--> - گوسفندى را سر بريده و گوشت آن را كباب كرده پيش عايشه فرستاد و گفت : برادرت را اينطور بريان كردند . ( 312 سفينة البحار ج 1 ) م - ز