محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
81
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
يك هيئت تحت نظر يزيد بن شجره و هيئتى تحت نظر عبد الرحمن بن قياث و هيئتى تحت نظر زهير بن مكحول و دستهء ديگرى تحت نظر مسلم بن عقبه ، و هيئتى تحت نظر عبد اللّه بن مسعده اعزام نموده ، و خود نيز رياست عدهاى را به عهده گرفت و عازم اخلالگرى شد ، و تا دجله حركت نمود . ( حوادث سال 39 هجرى تاريخ ابن اثير ) . سيل لشكر و هيئتهاى اعزامى معاويه به ترتيب مشغول كار بودند و در شهرهاى شيعيان گردش كرده و شب و روز عليه آنان پيكار ميكردند . اين عده بسوزاندن ، كشتن ، حمله بقافلهها تخريب خانهها ، مهارت عجيبى داشتند ! استاد عقاد مصرى درباره عمال بنى اميه مينويسد : « خونخواران ماهر و سگهاى شكارى زرنگى براى صيد فراوان بودند ! » و استاد جرداق درباره آنان ميگويد : « ياران بنى اميه دو دسته بودند : 1 - دستهايكه رشوه وسيلهء خوبى براى خريدن نيات و افكار آنان بود . 2 - دستهايكه در پستى فرو رفته و دشمن نيكوكاران بودند » . لشكر معاويه تشنه خون و كشتن پيرمردان و اطفال و زنها بودند و بفكر ايجاد وحشت و رعب در ميان مردم فرو رفته و فرار و مخفى شدن روش هميشگى آنان بود . در مقابل روش لشكر معاويه لشكريان على ( ع ) به بيحالى و بىاعتنائى و مبارزه و دشمنى با يكديگر و نافرمانى حضرت امير ( ع ) دست زده بودند . آنقدر على ( ع ) از روش آنان ناراحت بود كه فرمود : « اللهم ابدلنى بهم خيرا لى منهم » : بار خدايا ! جمعيتى بهتر از اين به من بده ! . روزى باصحاب خود فرمود : واى بر شما با من عازم جنگ شويد ؛ سپس در ميدان جنگ فرار كنيد . به خدا دوست ميدارم با اين نيت ، و ايمانى كه دارم بميرم : زيرا در اين عمل راحتى بزرگى نهفته است و از همنشينى با شما و گفتگو و تحمل شدائد نجات مييابم » . بار ديگر فرمود : « ما يؤخر اشقاها ؟ ! » : چرا شقىترين مردم در آمدن خود تأخير انداخته و در كشتن من سهلانگارى مىكند ؟ ! على تعجيل مىكند كه ابن ملجم او را از شر اهل عراق راحت كند . . . اللّه اكبر ! على آرزوى مرگ مىكند و علت اين عمل اين است كه نميخواهد حرام را حلال كند و با خدعه و نيرنگ به مقصود برسد . على چون آرزوى مرگ دارد و راه شرعى آن در دست نيست اهل عراق را دعوت مىكند كه با آنحضرت عازم جهاد گرديده و او را در ميدان جنگ يكتنه رها