محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
79
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
مصريكه معاويه ملت و حكومت آن را طعمه فرزند عاص قرار داده بود بنا بر آنچه در كتاب خطط مقريزى و كامل ابن اثير نوشتهاند شيعه بودهاند . و ابو زهره در كتاب « المذاهب الاسلاميه » مينويسد : « شيعيان مصر در عصر عثمان بوجود آمدند » « 1 » و قيس بن سعد انصارى از طرف على ( ع ) فرماندار مصر بود ، و پس از آن محمد ابن ابى بكر را فرماندار نمود معاويه عمرو بن عاص را با چهار هزار لشكر ، مجهز نموده و اعزام بمصر كرد . در ميان لشكرش معاوية بن خديج و ابى اعور سلمى و عبد الرحمن بن ابيبكر ديده ميشد . لشكر عمرو بن عاص با لشكر محمد مبارزه نموده و لشكر محمد را متفرق ساختند ، محمد مخفيانه بخرابهاى پناه برد و مخفى گرديد ، موقعى كه لشكر عمرو بن عاص بمحمد دست يافتند ، او را در حالى كه نزديك بود از تشنگى بميرد از ميان خرابه بيرون آوردند محمد گفت : يك قطره آب به من دهيد . ابن خديج گفت خدا مرا از آب سيراب نكند اگر به تو آب بدهم . سپس بنا بر قولى هنوز زنده بود كه او را در پوست الاغى نهاده و آتش زدند . ( مسعودى ج 2 ) خبر كشته شدن محمد به حضرت امير ( ع ) رسيد ، حضرت فرمود : آنقدر كه در مرگ محمد ناراحت شدم - تاكنون در اينجنگها ناراحت نگرديده بودم ، عرضه داشتند ناراحتى شما براى محمد زياد است ! حضرت فرمود : چرا چنين نباشد ؟ ! محمد فرزند همسر من و برادر فرزندان من بود و من پدر او بودم ، « 2 »
--> ( 1 ) شيخ ابو زهره در كتاب « الامام الصادق » صفحه 47 مينويسد : « موقعى كه حكومت فاطمى در مصر تمام شد و صلاح الدين ايوبى بجاى او نشست ، نابود كردن شيعيان برايش مشكل نبود : زيرا شيعه از مصر رخت بربسته بود ، و آنچه باقيمانده بود در زمان صلاح الدين از بين رفت و چون در مصر قدرتى نداشتند ، متوجه بيابانها شده و شايد از شهرى به شهر ديگر منتقل گرديده تا اينكه در شهر « آسوان » ساكن گرديدند و تاريخ ، آنان را در شهر آسوان درهم پيچيد ، و اكنون شيعه در آن شهر وجود ندارد . مؤلف ( 2 ) على ( ع ) اسماء بنت عميس را كه قبلا زن ابى بكر بود گرفت ولى محمد از او متولد گرديده بود و در دامن على ( ع ) تربيت شد . ( 313 سفينة البحار ج 1 ) هنگاميكه خبر كشته شدن محمد بمدينه رسيد ؛ ام حبيبه دختر ابى سفيان *