محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

72

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

را صدا زد معاويه جواب داد . امام ( ع ) فرمود : « بچه جهت خون مردم ريخته شود مردم را كنار ميگذاريم و با يكديگر مبارزه ميكنيم ، به‌بينيم پيروزى با كيست ؟ » . عمرو بن عاص بمعاويه گفت : پيشنهاد خوبى است معاويه خنديد و گفت : مثل اينكه طمع در خلافت پيدا كرده‌اى كه ميخواهى مرا بكشتن دهى ! ! عمرو بن عاص گفت : چاره‌اى جز جنگ با او ندارى معاويه گفت با هم بايد بجنگ برويم عمرو بن عاص گفت : به خدا سوگند اگر هزار مرتبه بميرم باز با على مبارزه ميكنم عمرو بن عاص بجنگ على ( ع ) پرداخت ولى وقتى ديد كشته مىشود ، روى زمين افتاد ، و خود را لخت كرده نشان على ( ع ) داد وقتى على ( ع ) چشمش به عورت عمر بن عاص افتاد چشم خود را گرداند ؛ عمرو بن عاص از اين فرصت استفاده نموده فرار كرد . در ميان لشكر معاويه پهلوانى بود بنام « ابو داود » وى گفت : اگر معاويه از پيكار با على ( ع ) ميترسد ، من با او مبارزه ميكنم سپس در وسط ميدان آمده گفت من ابو - داودم على بجنگ من بيايد على به پا خواست ، و بجنگ او شتافت پيروان حضرت عرضه داشتند اين سگ را به خود واگذار ، لياقت شما نيست با او مبارزه كنى حضرت اعتنائى نكرد و حمله به او نموده و با يك ضربت او را دو قطعه نمود و يك قطعه آن طرف راست و قطعه ديگر طرف چپ افتاد . از شدت ضربت على ( ع ) هردو لشكر در ناراحتى و اضطراب افتادند . ابو داود پسر عموئى داشت كه در لشكر معاويه بود ، وقتى اين پيشامد را ديد ، گفت : مرگ بر من . پس از تو زندگى شايسته نيست ، و بميدان امام ( ع ) شتافت و بسرنوشت پسر عموى خود دچار گرديد . معاويه كه روى بلندى ايستاده بود و اين واقعه را مشاهده مىكرد گفت : مرده باد لشكر من ! آيا نبايد يك مرد جنگى كه با على مبارزه كند در ميان لشكر من باشد ؟ ! آيا نبايد يكنفر حيله‌گر باشد كه على را از راه حيله بكشد ؟ ! آيا كسى نيست كه موقع مخلوط شدن لشكر ، او را از بين ببرد ؟ ! آيا شخص چالاكى نيست ، كه موقعى كه لشكر در ميان غبار سهمناكى قرار گرفت او را نابود سازد ؟ ! وليد گفت : خودت از جهت حيله سرآمد شاميانى بمبارزه بشتاب ! معاويه گفت : مرا دعوت بمبارزه نموده ولى با كمال شرمندگى از قريش پاسخش را ندادم سپس رو به طرف بسر بن ارطاة نموده و گفت : آيا حاضرى با على ( ع )