محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

66

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

مسلح كرده بود . معاويه در انواع حيله و دروغ و خدعه استاد بود . معاويه ناراحتى شديدى از حق‌طلبان و عدالت‌خواهان در قلب خود داشت . معاويه دستور داد كه بندگان نيك خدا را لعنت كنند . معاويه خلافت مسلمين و حكومت اسلامى را كه بايد بر پايه دمكراسى باشد براساس وراثت بنا نهاد اين گونه مفاسد معاويه بود كه مقياس خلافت را از جهت سوابق و مناقب بدست او نميداد ، زيرا حديثى درباره مدح او از رسول خدا جز يك روايت نداريم و آن فرموده آنحضرت است : « لا اشبع اللّه له بطنا » خدا شكم او را سير نكند « 1 » « 2 » معاويه از راه خونخواهى عثمان پيراهن او را بالاى دست بلند كرده و انگشتان « نائله » همسر عثمان را كه قطع گرديده بود بالاى منبر نشان مردم داد و آنان را عليه على ( ع ) تحريك نمود . عوامل زير باعث موفقيت معاويه شد : عايشه و شترش - قطام و ابن ملجمش - دسته هاى خوارج - نافهمى شاميان و عراقيان - پول‌پرستان و روش آنان - شدت ايمان على - خباثت ذاتى معاويه و كفر او . اينها عواملى بودند كه معاويه را بسلطنت مسلمين رسانيد : و او را بلقب « داهية العرب » ( سياستمدار زيرك عرب ) مفتحر گرداند . معاويه از پيشامدهاى تاريخى حد اكثر استفاده را نمود كه مهمترين آنها پيراهن عثمان بود كه ضرب المثل گرديده است .

--> ( 1 ) در دمشق بنسائى يكى از صاحبان صحاح سته اهل سنت گفتند : يكى از فضائل معاويه را براى ما بگو ؛ گفت « اما يرضى معاوية رأسا برأس حتى يفضل ؟ . ظاهر اين جمله اينست كه آيا معاويه بهمرديفى خلفا راضى بود ، ( و آنجنايات كه مرتكب شد كافى نيست ) كه منتظر بيان فضيلت است . . نسائى گفت من جمله‌اى بهتر از جمله « لا اشبع اللّه له بطنا » از زبان رسول خدا درباره معاويه نشنيده‌ام نسائى در اثر گفتن اينجمله حق زير پا لگدكوب شد و از دنيا رفت . ( 2 ) پيغمبر خدا ( ص ) ابن عباس را براى احضار معاويه فرستاد ، ابن عباس بازگشت و عرضه داشت غذا مىخورد سپس او را احضار كرد مجددا پاسخ آمد كه غذا مىخورد حضرت جمله لا اشبع را بيان فرمود ( سفينة البحار ج 1 صفحه 683 ) م - ز