محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
40
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
بود كه قدرتى در دست نداشت ، و نميتوانست عليه مفاسد پيكار كند ، و هنگاميكه داراى قدرت شد عليه مفاسد جنگيد . اين مطلب هيچگونه تعجب و مفسدهاى ندارد : زيرا مثلا اگر انسان يك غذائى را مايل شد بخورد ولى پول ندارد صبر مىكند تا پول بدست آورد آنگاه كه پول بدست آمد نخريدن ، بخالت و حرص بجمعآورى مال و ظلم بنفس است به همين بيان محمد ( ص ) در مكه در اثر نداشتن نيرو مبارزه نكرد ولى در مدينه هنگاميكه نيرو بدست آورد جنگ كرد . 2 - حفظ اسلام : مردم تازه مسلمان هنوز در عقائد خود متزلزل بودند و از نظر تشكيلات هنوز آنقدرت را نداشتند كه در مقابل حوادث خارجى استقامت كنند . خصوصا در زمانيكه انقلاب « اهل الرده » « 1 » در اطراف جزيرة العرب آشكار گرديده بود ، و در زمانيكه پيغمبر اسلام ( ص ) در مرض مرگ خود براى مبارزه با روميان لشكر تهيه ديده بود و ديده از جهان بربست ، و در زمانيكه روميان و ايرانيان از هرسو منتظر فرصت بودند ، كه عليه دولت اسلامى جديد پيكار كنند و اسلام را نابود سازند ، اگر حضرت امير ( ع ) با وجود اين مسلمانان متزلزل و دشمنان خارجى اسلام قيام و براى بدست آوردن خلافت با ابى بكر مبارزه نموده بود ، اركان اسلام در اثر اختلاف داخلى درهم فرو مى - ريخت و حكومت اسلامى از دست ميرفت و ديگر از عظمت اسلام خبرى نبود ، و پرچم اسلام كه در مصر و عراق و شام و ايران در مدت كوتاهى باهتزاز درآمده بود ، فرود ميآمد ! راستى آيا اماميكه بايد مروج دين خدا و رسول باشد ، و اماميكه در راه دين مبارزه نموده و خون ريخته تا اسلام آبروئى پيدا كرده است ممكن است خودش سبب درهم فروريختن اركان آن گردد ؟ ! آرى على ( ع ) بخاطر حفظ اسلام ساكت ماند ، و جنگ داخلى را بوجود نياورد ، و اين عمل يك كار عقلائى است : زيرا اگر شما از شخصى طلبكار باشيد و او از اداء آن پول سرپيچى مىكند ، و شما ميدانيد كه اگر از او مطالبه كنيد خونها ريخته مىشود ، بخاطر همراهى با مردم و حفظ خون آنان از مبارزه صرفنظر ميكنيد
--> ( 1 ) اين جمعيت پس از درگذشت رسول خدا ( ص ) عليه حكومت مركزى اسلام قيام كردند ، و مبارزات آنان مدتى ادامه داشت ( براى توضيح بصفحات 231 - 238 ج 2 الكامل ابن اثير مراجعه فرمائيد . ) م - ز