محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

41

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

3 - على ( ع ) رياست‌طلب نبود : استاد عقاد در كتاب خود « فاطمة الزهرا » ( صفحه 56 طبع دار الهلال ) مينويسد : « على معتقد بحقانيت خلافت خود بود ولى حقى بود كه مردم براى حفظ آن قيام كنند نه آنكه خود على ( ع ) بپاى خواسته و قبل از آنان مطالبه حق خود را نمايد . اين عقيده عقاد از روش زاهدانه على ( ع ) دور نيست : زيرا خود آن حضرت ميفرمود : « دنيا كم هذه ازهد عندى من عفطة عنز : » « 1 » اين دنياى شما در نظر من از آب ، و صداى بينى بز ؛ بىارزش‌تر است . يكى از عرفاء زهد على ( ع ) را چنين توصيف مىكند : « دنيا در نظر او پست‌تر از خاكسترى بود كه در مقابل گردبادهاى طوفانى قرار گرفته باشد ، و مرگ در نظر وى آسانتر از خوردن آب هنگام تشنگى شديد بود » ( در صورتى كه دنيا در نظر على ( ع ) چنين باشد حساب رياست او روشن است . ) 4 - دشمنهاى داخلى : امام ( ع ) در ميان مسلمين دشمنهاى فراوانى داشت كه در جنگ ، پدران و برادران و اقوام آنان را كشته بود ، هرگاه آنحضرت قيام ميكرد كه حق خود را بگيرد دروغ و نفاق را ترويج داده ميگفتند شكاف بين مسلمين انداخته و بنام دين عليه آن‌حضرت پيكار مى - كردند لذا امام ( ع ) نميخواست بهانه‌اى بدست اين دشمنهاى داخلى بدهد . خود آنحضرت در اين باره ميگويد : « اگر شخصى بهانه‌اى بدست دشمن داد و گوشت و پوست و استخوان و خون خود را نابود ساخت و ميتوانست از آن جلوگيرى كند و نكرد گناه بزرگى مرتكب شده است و روشن مىشود كه شخص كم‌ظرفيتى بوده است . » 5 - حسودان : همانطوريكه امام ( ع ) داراى دشمن بود عده‌اى حسود نيز داشت : بخليل بن احمد گفتند : چرا اطرافيان رسول خدا ( ص ) با يكديگر مانند فرزندان پدرى و مادرى بودند ولى على ( ع ) در ميان آنان مانند نا - برادرى بود ؟ ! خليل گفت : چون على ( ع ) از همه آنان زودتر اسلام آورده بود و از جهت شرافت و علم و حلم اشرف و از جهت راستى و درستى سرآمد آنان ميبود نسبت به آن حضرت حسادت داشتند : زيرا مردم بهمفكر و همسليقهء خود مايل‌ترند ، بمسيلمة بن نميل گفتند : چرا با اينكه على ( ع ) در هر شرافتى مقدم بود او را ترك كردند ؟ ! جوابداد : چون چشم آنان طاقت ديدن نور آنحضرت

--> ( 1 ) آخرين جمله خطبه سوم نهج البلاغه