محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

39

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ . . . » ( آيه 35 احقاف ) و « فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ » ( قلم آيه 49 ) و مشابه اين آيات ( كه حضرت رسول در مقابل گفتار ناشايستهء مشركين مأمور بصبر است ) دستهء ديگرى از آيات است ، كه دستور مبارزه و جنگ ميدهد ، مانند آيات : « فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ » ( محمد ص 38 ) و « قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ » ( توبه آيه 15 ) و « فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ » ( محمد آيه 5 ) و مشابه اين آيات كه دستور آخرين پيكار را براى ريشه‌كن كردن مفاسد صادر شده است . آيات صبر موقعى فرستاده شد كه رسول اكرم ( ص ) ياورى نداشت و نه از نعمت لشكر برخوردار بود و نه از وسائل جنگى . جاى ترديد نيست كه ، همچه زمانى بايد رسول خدا صبر كند : زيرا مبارزه در حال ضعف عكس هدف را نتيجه ميدهد ؛ و دشمن را بنافرمانى و خونريزى وادار ميسازد و آن‌گاه كه رسول خدا ( ص ) داراى لشكر و صاحب قدرت گرديد دستور داده شد كه نسبت بمشركين بايد سخت‌گيرى نموده و ريشه آنان را از زمين براندازى ! با اين بيان روشن ميگردد كه صبر در مقابل دشمن گاهى خوب است و گاه ناپسند و باز اشتباه « اجناس جولد تسيهر » يهودى در كتاب « العقيدة و الشريعة » ( صفحه 26 طبع 1946 ) روشن ميگردد وى مينويسد : « موقعى كه محمد ( ص ) در مكه بود با بيچارگى و ناراحتى و صبر ميگذرانيد ولى هنگاميكه بمدينه رفت رهبر يكدولت جنگى گرديد . » و در صفحه 27 همين كتاب مينويسد : « از آنهنگاميكه محمد مكه را ترك كرد ، روزگار تغيير كرد و بىاعتنائى بمشركين ديگر واجب نبود » و در صفحه 30 و 31 همين كتاب مينويسد : « بعد از آن‌كه محمد ( ص ) بفكر آخرت بود مىبينيم يك مرتبه متوجه آرزوهاى دنيوى شد . . . » « اين گونه روش تاريخى اسلام گواهى ميدهد ، كه دين اسلام ، دين جنگى است كه با مرحلهء پيدايش آن سازش ندارد . . . » ولى گفته اين مستشرق اشتباه است زيرا رسالت محمد ( ص ) در جميع مراحل بدون تناقض و تنافى تكامل يافته است : چون آنگاه كه مأمور بصبر بود بخاطر اين