محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
31
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
دين نيست . بعضى از دانشمندان فرقههاى اسلامى را تا 73 فرقه رساندهاند ، تا اين فرقهها با حديثى كه از رسول خدا ( ص ) نقل شده است كه : « يهود ( پس از موسى ) 71 فرقه شدند و نصارى ( پس از مسيح ) 72 فرقه شدند و امت من ( پس از درگذشتم ) 73 فرقه خواهند شد » منطبق گردد . اكنون آنچه قابل بحث و توجه است بيان فرقههاى اسلامى است : فرقههاى اسلامى چهار دسته هستند : 1 - شيعه 2 - خوارج 3 - معتزله 4 - اشاعره 1 - شيعه : اين دسته معتقدند كه : 1 - امام را بايد پيغمبر اسلام تعيين كند و پيغمبر ( ص ) در اين امر بزرگ نميتواند غفلت كند ، و اختيار را بدست پيروانش بگذارد . 2 - بايد امام ( ع ) از گناهان كوچك و بزرگ خود را حفظ كند . 3 - پيغمبر اسلام ( ص ) تصريح نموده است كه تنها على بن ابى طالب ( ع ) جانشين من است . « 1 » 4 - امام بايد افضل اصحاب پيغمبر باشد . 2 - خوارج : وجه امتياز خوارج از سائر فرقههاى اسلامى اين است كه معتقدند لازم نيست خليفه از قريش يا عرب باشد ، همه ملتهاى عرب و عجم و . . . در امر حكومت اسلامى مساوى هستند . خوارج معتقدند كسانى كه گناهان كبيره را مرتكب شوند كافر ميگردند . آنان معتقدند كه اشتباه در رأى دادن و اجتهاد نمودن هرگاه مخالف رأى خوارج باشد گناه است . خوارج گرچه ميدانستند كه حضرت امير ( ع ) در قضيه تحكيم اقدام نكرد ولى آن حضرت را به علت قبول حكميت كافر ميدانند . « 2 »
--> ( 1 ) اين تصريح از كتابهاى اهل سنت جمعآورى شده و چندين كتاب در اين باره نوشته شده كه از آن جمله « شافى » از سيد مرتضى و « دلائل الصدق » از مظفر و « المراجعات » از شرف الدين و « الغدير » از امينى و جزء اول و سوم و چهارم « اعيان الشيعه » از امينى . مؤلف ( 2 ) قضيه تحكيم در موضوع « على و جنگ جمل و صفين » روشن مىگردد .