محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
30
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
ميگردد . ولى جاى ترديد نيست كه اين اختلافات باساس مسلمانى آنان ضررى نمى زند و طرفين را از دين خارج نميسازد : زيرا اختلافى درباره وجود خدا و يكتائى او نيست بلكه دربارهء صفات او اختلاف است كه آيا صفات او عين ذات است يا زائد بر ذات ؟ . و اختلافى درباره رسالت محمد بن عبد اللّه ( ص ) نيست ، بلكه دربارهء عصمت اوست كه آيا قبل از بعثت و بعد از آن معصوم بوده يا اينكه عصمت منحصر ببعد از بعثت است . و اختلافى درباره صحيح بودن قرآن ندارند بلكه اختلاف در اين موضوع است كه آيا قرآن حادث است يا قديم ؟ . و اختلافى دربارهء قيامت نيست ، بلكه اختلاف در اين است كه آيا بندگان خدا جسمشان محشور مىشود ، يا روحشان و اختلافى در واجب بودن نماز ندارند ، بلكه اختلاف در اين است كه آيا سوره جزء نماز است يا نيست ؟ . با اين بيان اختلافاتى كه در اين موضوعات باشد سبب نميشود كه انسان از دين اسلام خارج شده و پيرو محمد بن عبد اللّه ( ص ) نباشد . مهمترين فرقههاى مسلمين پس از پيغمبر اسلام ( ص ) مسلمين در بعضى از اصول دين كه بازگشت بايمان و امور قلبى مىكند با يكديگر اختلاف پيدا كردند و همچنين در بسيارى از مسائل فروع و احكاميكه بازگشت به احكام عمليه مانند وجوب و تحريم و جواز مىكند با يكديگر اختلاف پيدا كردند . فرقهى معتزله و اشاعره در اثر اختلاف در عقائد و اصوليكه بازگشت بايمان و اعتقاد مىكند بوجود آمد ، ولى اين اختلاف مربوط بفروع فقهى كه مربوط باعمال است نبود . با اين بيان مذهبهاى « حنفى » ، « مالكى » ، « شافعى » و « حنبلى » بر پايه - هاى اختلاف فقهى قرار داده شده ولى در اصول دين پيرو اشاعره هستند همينطور علماء شيعه با ساير مسلمين در اصول دين متفق هستند ولى در بسيارى از مسائل فقهى با ساير مسلمين اختلاف دارند . از اين رهگذر است كه اتفاق در اصول دين سبب اتفاق در فروع دين و مسائل فقهى نيست و همچنين اختلاف در فروع دين سبب اختلاف در اصول