محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
257
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
سفر مكه خود ( حجة الوداع ) در روز 18 ذيحجه در ميان مسلمين ايستاد و پس از آنكه بازوى على ( ع ) را گرفته و بالا برد ؛ فرمود : مگر من از خود مؤمنين بر آنان مقدمتر نيستم ؟ گفتند : چرا . فرمود : « من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و احبب من احبه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادر الحق معه حيث دار الا فليبلغ الشاهد الغائب » : هركس مرا مولاى خود ميداند على مولاى اوست بار خدايا ! دوست بدار دوست على ( ع ) را و دشمن بدار دشمن على ( ع ) را و كسانى كه على را دوست داشتند معزز قرار بده و آنان كه با على ( ع ) . دشمنى كردند منكوب كن و آنان كه على ( ع ) را يارى كردند ياريشان فرما و آنان كه بعلى ( ع ) بىاعتنائى كردند مورد بىاعتنائى قرار بده و حق را با على همراه كن . اى مردميكه در اين سرزمين جمع شدهايد ، بافراديكه غائب هستند سخن مرا برسانيد . قبل از اينكه مردم متفرق شوند جبرئيل نازل گرديد و اين آيه را آورد : « الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ . . . » ( آيه 5 سوره مائده ) : امروز كفار از دين شما مأيوس گرديدند ؛ ديگر از آنان نترسيد ، از من بايد بترسيد امروز دين شما تكميل گرديد . رسول خدا ( ص ) فرمود : بزرگ است خدائى كه دين را تكميل كرد و نعمت را تمام نموده و خدا برسالت من راضى گرديده و بولايت على ( ع ) پس از من خوشنود شده است . پس از اين جملات اصحاب دستهدسته پيش على ( ع ) آمده و بآنحضرت تبريك ميگفتند . در رأس تبريكگويندگان ابو بكر و عمر بودند و همه ميگفتند : « بخ بخ لك يا على ( ع ) اصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة » : بهبه مبارك باد ، اكنون مولاى ما و مولاى هر مرد و زن شدى . سؤال : گاهى گفته مىشود كه مقصود از آيه اكملت تكميل شريعت اسلام است چون جميع احكام عبادات و زندگى شخصى و كيفرهاى گناهان و عقدهاى لازم و اسباب حرام و حلال ذكر شده و ديگر انتظار جعل قوانين نبود . جواب : 1 - آيات ديگريكه مربوط به احكام است پس از عيد غدير نازل گرديد مانند آيه « كلاله » مربوط به ارث و آيه رباء چنان كه در صحيح بخارى نقل شده است كه آخرين آيهايكه به پيغمبر ( ص ) نازل شد آيه رباء بود . 2 - تكميل حكومت دينى و سياسى وقتى تمام است كه سلطنت بر جعل قوانين و اجراء آن هردو محفوظ باشد ، و قدرت جعل قوانين به تنهائى با نبود قدرت اجراء اثرى ندارد قدرت اجراء بدست رسول خدا ( ص ) بود كفار گمان كردند كه قدرت