محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

247

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

مبارزه نمايد " . بروكلمان در صفحه 154 مينويسد : " حسين ( ع ) تسليم عمر بن سعد نشد . علت تسليم نشدن حسين ( ع ) اين بود كه در مصونيتى كه براى خود در اثر فرزند پيغمبر بودن تصور ميكرد زياده روى مينمود " عين همين عبارت را حفناوى در صفحه 139 نوشته است ! با اين مقدمه روشن مىشود كه كتاب " ابو سفيان شيخ الامويين " از كلمات مبشرين ومستشرقين جمع آورى شده است . روشن مىشود از نقطهء اول تا نقطهء آخر آن از غرب سرزمين استعمار وتبشير ودشمنى با اسلام ومسلمين سرچشمه گرفته ، و روشن شد كه علت حمله كردن بمصادر قديم وجديد ، تاريخ و تفسير ، حديث يا شرح حال مسلمين چيست . و روشن شد كه چون در تاريخ وتفاسير و ساير كتابهاى اسلامى حقيقت و حرف صحيح ومدح ودوستى على ( ع ) و اولاد او موجود است ومذمت وبدگوئى بنى اميه وپيروان آنها را در بر دارد مورد اعتراض حفناوى قرار گرفته و آنها را بى ارزش ميداند . از آنچه ذكر شد بدست آمد كه حفناوى تا چه اندازه حرف صحيح مىزند ، زيرا در صفحه 4 مينويسد : " شعار من پرده بردارى از روى حقائق است ونميتوانم تقليد كنم ، زيرا كسانى كه بنى اميه را مورد حمله قرار داده اند كوركورانه از شيعيان تقليد نموده اند . آرى حفناوى اعتقاد به قرآن ندارد ، زيرا قرآن در آيه 60 سوره اسراء ( والشجرة الملعونة فى القرآن ) بنى اميه را ملعون داشته است . حفناوى اعتقاد بروايات پيغمبر ندارد ، چون در روايات على ( ع ) و فرزندان او شريك قرآن معرفى شده ؛ و آنان را جدا كنندهء بين حق و باطل شمرده اند فقط آقاى حفناوى در گفتار و افكار خود اعتماد بدشمنان خدا ورسول ( ص ) پيدا كرده است چون با استعمار گران هم عقيده و داراى يك هدف هستند . من در اين كتاب نميخواهم آنچه اهل حديث وتاريخ و تفسير در فضل على ( ع ) و اولاد او نوشته اند بحث كنم . بحث اين مطالب را در كتاب " اهل البيت ( ع ) " و كتاب " على والقرآن " وكتاب " المجالس الحسينيه " نموده ام . اينجا ناگزيرم كلام مختصرى از شيخ حبيب محمد العبيدى مفتى موصل كه يكى از بزرگان اهل سنت و در عراق است نقل كنم . شيخ حبيب در كتاب " النواة فى حقل الحياة " ص 109 مينويسد : " در احاديث نقل شده است كه پيغمبر