محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
248
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
خدا ( ص ) فرمود : " انى تارك فيكم الثقلين . . . " من در اجتماع شما دو نقل بزرگ ميگذارم . اول ، كتاب خدا كه داراى نور وهدايت است . كتاب خدا را محكم گرفته و متوجه آن باشيد سپس فرمود : دوم ، اهل بيت من هستند . شما درباره اهل بيت من به ياد خدا باشيد مجددا فرمود : درباهء اهل بيت من به ياد خدا باشيد . اين روايت را مسلم نقل كرده است و در ضمن آن روايت است كه من در بين شما چيزى گذاشتم ، كه اگر به آن تمسك بجوئيد بعد از من گمراه نخواهيد شد يكى مهمتر از ديگرى است . كتاب خدا كه ريسمانى است كه از آسمان به زمين كشيده شده وعترت اهل بيت من . اين دو چيز از يكديگر جدا نميشوند ؛ تا لب حوض كوثر بنزد من برسند . به بينيد شايد تأكيد رسول خدا ( ص ) در اين روايت درباره اهل بيت ( ع ) اشاره بحوادثى باشد ، كه براى اهل بيت آنحضرت پيش آمد و اسباب لكه دارشدن مسلمين وزخمى شدن ريشه اسلام گرديد وخونش همدوش گردش روزگار و عصرها تازه ميماند . جاى ترديد نيست كه مسلمين عقائد ودين اخلاق خود را از مصادر صحيح وچشمه هاى شفاف كتاب خدا وروايات پيغمبرى ( ص ) از امثال صحيح مسلم وترمذى ونسائى ومسند احمد و ساير كتابهاى موثق مسلمين استفاده نموده وبدست ميآورند ، و از كتابهاى مستشرقين امثال " لامنس " ( 1 ) و " جولد تسهير " وفيزمار " و " بروكلمان " و . . . كه هم كافر وهم مبشر مسيحيت هستند بيزار هستند . نتيجه : ما از امثال حفناوى ومستشرقين آلمانى وآمريكائى از نابود شدن تشيع و از دست رفتن اهل بيت ( ع ) بدست آنان نميترسيم : زيرا سالهاى متمادى ديگران بجنگ تشيع آمدند ، و غير از ثبات و تقويت وترويج شيعه نتيجه اى نگرفتند ، و روز بروز بر عظمت وانتشار شيعه همانند قرآن كريم ريشهء اول مذهب تشيع افزوده مىشود . و در مقابل ابن عظمت ، سرگذشت بنى اميه به ضرر وبدنامى منتهى مىشود ، زيرا بنى اميه با قرآن و پيغمبر اسلام مبارزه نمودند وحقيقتا خداى كريم صحيح فرموده
--> ( 1 ) لا منس ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ مستشرق بلژيكى است وى براى دردناك نمودن اسلام ومسلمين كتاب مخصوصى دربارهء مدح معاويه ويزيد نوشته است . مولف