محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

239

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

پيغمبر ( ص ) و نادان به احكام و دين ما و مغرور به خود در مطالب دينى ما تحقيق كنند و مقدسات ما را بما بفهمانند و ما را بتاريخ خود آشنا ساخته و بفرهنگمان راهنمائيمان نمايند . آيا با اين عمل مسخره ، صحابه پيغمبر اسلام ( ص ) و پيروان آنان چه‌شده‌اند ؟ آيا فقها و مورخين اسلام چكاره هستند فلاسفه و متكلمين اسلام چه ميگويند آيا بايد همهء اينها فراموش شوند و مطالب دينى و فرهنگى را از دهان مستشرقين بگيريم ؟ ! مستشرقين آنقدر در نافهمى و جنايت پيشرفته‌اند ، كه ميگويند : محمد ( ص ) تعليمات خود را از يهود و نصارى گرفته و پيش آنان تحصيل كرده است . ميگويند : پيغمبر خدا ( ص ) با مشركين درباره عبادت « بت » همراهى كرد . . . ميگويند : پيغمبر ( ص ) موقعى كه بيچاره بود ؛ دين خود را دين « رحمت » ميدانست ، و دست بكشتار و غارت نميزد ، ولى هنگاميكه عده‌اى مهاجر و انصار را در اطراف خود ديد ، و مال و قدرتى بدست آورد ، پيغمبرى خود را فراموش كرد ، و مطالب اولى خود را در بوتهء اجمال نهاده و دست بكشتار و غارت اموال زد . . . اين گونه تهمتها و افتراءها از ناحيهء مستشرقين صادر ميگردد ، ولى اسلام و پيغمبر او ( ص ) آنقدر قدرت دارند كه اگر جن و انس مستشرقين و استعمار گران دست بدست هم بدهند نمىتوانند ، گفتار آنحضرت را باطل سازند ، زيرا نور خدا با دهن خاموش نخواهد شد . « 1 » استعمار و حفناوى كوچك و بزرگ دروغ و نقشه‌هاى مستشرقين را درك كرده‌اند و آنان نتوانستند نقشه‌هاى خود را عملى ساخته مفتضح شدند ، لذا استعمار راه ديگرى براى انجام مقاصد خود ميخواست و منتظر بدست آوردن نماينده‌اى بود كه بحسب ظاهر مسلمان و عرب باشد و حاضر باشد دين و عرب را در مقابل پول شيطان بفروشد ، استعمارگران براى اين كار حفناوى را با شادى تمام بدست آورده و تحريف اسلام را بدست او سپردند بدگوئى ببرزگان مسلمين را به او نشان دادند ، و خطوط آن را برايش ترسيم كردند . حفناوى اين نقشه‌هاى استعمارى را در كتاب خود « ابو سفيان شيخ الامويين » منتشر ساخت ، خطوط مأموريت حفناوى در مطالب زير خلاصه مىشود :

--> ( 1 ) براى توضيح بيشتر و اطلاع از خيانتهاى مستشرقين بكتاب « بسوى اسلام يا آئين كليسا ؟ » اثر مترجم صفحات 311 و 312 مراجعه شود .