محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

224

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

حنبليها ميگويند : شهادت بيابانى درباره شهرى قبول نميشود مگر اينكه بيابانى نجدى باشد و شهرى نجدى نباشد ! « 1 » سزاوار است اين حديث را نقل كنم « ان اللّه سبحانه ابى الا ان لا يقبل لاوليائه شهادة فى دولة الظالمين » : خدا چنين قرار داده كه شهادت دوستانش در دستگاه ظالمين بهيچوجهى پذيرفته نشود . 2 - قاضى قانونى سنى در سعودى مانند ساير قضات قانونى داراى دادگاه و حقوق و فرش و وسائل تحرير است ؛ ولى قاضى قانونى شيعه ، نه دادگاه دارد نه حقوق و نه فرش و نه وسائل تحرير فقط نامى از قاضى براى او مانده است در صورتى كه در كويت ، بحرين ، عراق و لبنان ، قاضيهاى سنى و شيعه از جهت حقوق و ساير مزايا مساوى هستند . بايد اين عمل سعودى را از روى تعصب و غرض و هوا و فكر صحرائى تصحيح كنيم . 3 - حكومت سعودى بهترين كاريكه انجام ميدهد احترام مساجد و قبرستان‌ها و تعمير و حفاظت آنها است و در اين راه پولهاى فراوانى خرج مىكند ، ولى اين عمل مخصوص بمساجد سنيهاست و مسجدها و قبرستانهاى شيعيان از اين پول محروم است و بدون ترديد مسجد و قبرستان براى خدا و قرآن و اسلام است . ايكاش اگر سعودى كمك نمىكرد ساكت ميشد و قبرستانهاى شيعيان را مانند قبرستان « احساء » خراب نميكرد و مساجد را همانند مسجد « المطيره » 9 كيلومترى هفوف ويران نميساخت . داستان مسجد المطيره بنابر آنچه نقل شده اين استكه شيعيان از فرماندار منطقه بنام « بن جلودى » و شهردارى اجازه رسمى براى بناء مسجد گرفتند ( مسجديكه اگر از سنيها بود بخرج دولت بنا ميشد ) قسمتى از مسجد را بخرج خود بنا كردند فرزندان شيطان كار خود را كردند و بن جلودى را از اذن خود برگرداندند و دستور خراب كردن مسجد را پس از اجازهء ساختن داد . و پس از آن منادى ندا كرد خانه خدا را خراب كنيد ! . . . « من هدم لبنة منه بنى اللّه له قصرا فى الجنة » : كسى كه خشتى از مسجد را خراب كند خدا قصرى در بهشت براى او بنا مىكند ! . . . چند دقيقه‌اى نگذشت ، كه مسجد را با بيل و كلنگ و دست و فحش و ناسزا نابود كردند .

--> ( 1 ) از كتاب « ميزان الشعرانى » باب شهادت و صاحب كتاب المغنى ج 9 ص 67 از امام احمد نقل مىكند كه گفت من ميترسم كه گواهى بيابانى بر ضرر دهاتى قبول نشود - المغنى يكى از كتابهاىست معتبر حنابله . مؤلف