محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

198

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

چون عقيدهء شيعيان اين است كه اين گونه صفات بايد در وجود رهبر يا جانشين او موجود باشد : معتقدند ، كه بايد در هر عصرى عده‌اى پيروان حق موجود باشند و بعنوان فقيه و يا شاعر يا افراد ديگرى مبارزه كنند . در عصر بنى عباس همانند عصر بنى اميه مؤمنين مخلصى بودند ، كه باطل را رها كرده و در مقابل آن استقامت ميكردند ، و از حق دفاع كرده و آن را يارى مى نمودند ، و خود را هدف ترس و خطر قرار ميدادند . در ميان مبارزين ، علماء و فقهاء و شعراء و غير آنان ديده ميشد . . تاريخ نام بسيارى از شعراء را حفظ كرده است ، ولى عده‌اى از آنان در اثر ترس از حكومتهاى استبدادى نام خود را ظاهر نكرده و يا براى گرفتن رشوه تشيع خود را آشكار نميساختند . با اين‌كه عده‌اى نامشان مخفى گرديده عده‌اى را مورخين ضبط كرده‌اند يكى از اين شعراء « ابن رومى » است . ابن رومى در قصيده « جيميه » خود درباره مصيبت يحيى بن عمر بن الحسين بن زيد ميگويد : اى بنى عباس ، از آن پستى ذاتى كه داريد جنايت كنيد و به آنچه در صندوق بيت المال است بخل نموده و جمع كنيد . « 1 » صبر كنيد ، تا روزيكه حق باهلش برسد ، آنگاه همانند آل ابيطالب مصيبت ببينيد . « 2 » شايد در پشت پرده غيبت يك رهبر انقلابى داشته باشند ، و پايان شب تاريك روز سفيد باشد . « 3 » آيا شايسته است كه آنان شبها گرسنه باشند ولى اطرافيان شما شكمشان از سيرى نزديك انفجار باشد ؟ ! « 4 » و آيا شايسته است كه شما با تكبر تمام بسوى كاخ‌هاى خود روان باشيد و همين‌طور كه آهسته قدم برمىداريد كفلهاى شما ( از چاقى ) پائين و بالا برود ؟ ! « 5 »

--> ( 1 ) اجنوا بنى العباس من شنآنكم * و اوكوا على ما فى العياب و اشرجوا ( 2 ) نظار لكم ان يرجع الحق راجع * الى اهله يوما فشجوا كما شجوا ( 3 ) لعل لهم فى منطوى الغيب ثائرا * يسومكم و الصبح فى الليل مولج ( 4 ) افى الحق ان يمسوا خماصا و انتم * يكاد اخوكم بطنه يتبعج ( 5 ) تمشون مختالين فى حجراتكم * ثقال الخطى اكفالكم تتر جرج